تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير گازر ( جلاء الأذهان وجلاء الأحزان ) ( فارسى ) — صفحة 255

مساهمون:

ص٢٥٥
از مالها و زيورهاى ايشان بياورد « 1 » و ببابل آمد و اسيران بنى اسرائيل در دست او صد سال بماندند و بخت نصّر و لشكرش همه گبر بودند و در ميان اسيران بنى اسرائيل بعضى صالحان و پيغمبرزادگان بودند خداى تعالى بر زبان بعضى پيغمبران امر كرد پادشاهى از پادشاهان فارس را نام او كورش و او مردى مؤمن بود كه : برو و بنى اسرائيل را از دست بخت نصّر بستان و حلىّ بيت المقدّس را از او بستان و بجاى او باز بر ، او برفت و با بخت نصّر كارزار كرد و بنى اسرائيل را از دست او بستد و حلىّ بيت المقدّس باز گرفت و با جاى خود برد و بنى اسرائيل پس از آن صد سال بر طريقهء طاعت و استقامت باستادند باز ديگر باره با سر معصيت شدند خداى تعالى پادشاهى بر ايشان مسلّط كرد نام او انطياتوس « 2 » بغزاى بنى اسرائيل آمد بيت المقدّس را بسوخت و اهلش را ببردگى بياورد .
هامش
( 1 ) در اينجا در تفسير ابو الفتوح ( ره ) عبارتى راجع ببزرگوار بودن زمين بيت المقدس هست كه چون جملهء معترضه بوده ابو المحاسن ( ره ) به منظور تلخيص آن را اسقاط كرده است و آن اين است : « حذيفه گفت : من گفتم : يا رسول اللّه بيت المقدس همانا جاى بزرگوار بوده است ؟ - گفت : اصل آن را سليمان بن داود بنا كرد از درّ و ياقوت و زبر جد و ملاطش زر بود و خشتش سيم بود و ستونهايش زر بود از آن مالها كه خدا داده بود سليمان را و شياطين مسخّر او بودند تا آنچه او ميخواست ميآوردند از اقصاى عالم ، بخت نصّر اين همه مالها ببرد ( و ببابل آمد ) » . ( 2 ) در الدّر المنثور ( ج 4 ؛ س 11 ) : « ابطنانحوس » و در ضبط آن در نسخ تفاسير عربى و فارسى خطّى و چاپى بعدد نسخ بلكه بيشتر از آنها اختلاف است زيرا در بعضى از نسخ در متن طورى نوشته و در حاشيه يا در ذيل صفحه طورى ديگر و گويا مطابق مثل معروف در ميان عرب : « هذه كلمة أعجميّة فالعبوا بها كيف شئتم » با اين كلمه معامله كرده‌اند مانند غالب نظائر آن فليتحقّق من مظانّ ضبطه الصريح .