اشتر ايشان از من برميد و فلان بيفتاد و دستش بشكست ، گفتند : اين هم آيتى ديگر است ، آنگه گفتند : اين كاروان كه خاصّ بما تعلّق دارد خبر ايشان چيست ؟ - و نشان ايشان بگوى ، من از وصف ايشان مشغول بودم خداى تعالى مثال آن برابر چشم من نصب كرد تا من درو مىنگريدم و نشانهاى ايشان يك يك ميگفتم كه ايشان چندند و عدد اشتران ايشان چند است ، و چه بارها دارند و گفتم : اكنون بحروره رسيدند و مردان ايشان را نام ميگفتم كه در كاروان بودند و در پيش كاروان أشترى نر خاك رنگ « 1 » است بر او دو غرارهء « 2 » سرخ رنگ دوخته نهاده است چون آفتاب برآيد ايشان درآيند از پس اين كوه ، گفتند كه : اين آيتى ديگر
هامش
( 1 ) - عبارت روايت بنابر آنچه در امالى صدوق ( ره ) نقل شده اين است ( جلد 6 بحار ؛ باب معراجه ، ص 379 چاپ امين الضرب ) « فقال لهم رسول اللّه ( ص ) : تصديق ذلك انّ العير تطلع عليكم مع طلوع الشمس يقدمها جمل أورق » در منتهى الارب گفته : « جمل محرّكة و تسكن ميمه شتر نر و شذّ جمل للانثى فقيل : شربت لبن جملى ، يا شتر نر هفت ساله يا پنج ساله يا نه ساله يا شش ساله » و نيز در آن كتاب گفته : « أورق كأحمد خاكستر و شتر خاكستر گون و آن خوشتر از شتران است به گوشت نه بسير و عمل » و در مجمع البيان و در غير آن نيز بجاى « جمل » : « بعير » ذكر شده است .
( 2 ) - فيروز آبادى گفته : « الغرارة بالكسر و لا تفتح الجوالق » و جوهرى گفته :
« الغرارة واحدة الغرائر الّتى للتّبن و أظنّه معرّبا » فيومى در مصباح المنير گفته :
« الغرارة بالكسر شبه العدل و الجمع غرائر » صفى پورى در منتهى الارب گفته :
« غرارة بالتاء لا بالفتح جوال ؛ غرائر جمع كأنّه معرّب » ابن خلف در برهان قاطع گفته :
« غراره بكسر اوّل بمعنى جوال هم آمده است و جوالى را نيز گويند كه آن را مانند دام از ريسمان بافته باشند و پنبه و پشم و كاه و سرگين و مانند آن در آن كنند و از جائى به جائى برند و در عربى نيز بمعنى جوال شبكهدار آمده است » .
سيوطى در الدر المنثور در احاديث مذكوره در ذيل آيهء« سُبْحانَ الَّذِي أَسْرى بِعَبْدِهِ »ضمن حديثى آورده ( ج 4 ؛ ص 139 ؛ س 2 ) : قال ثمّ ركبت منصرفا فبينما هو فى بعض طريقه مرّ بعير من قريش تحمل طعاما منها جمل عليه غرارتان ؛ غرارة سوداء و غرارة بيضاء فلمّا حاذى العير نفرت منه و استدارت و صرع ذلك البعير ثمّ إنه مضى فأصبح فأخبر عمّا كان » و نيز در آن صفحه ( س 6 ) آورده : « فقال المشركون لرسول اللّه ( ص ) ما علامة ما تقول ؟ - قال : مررت بعير لقريش و هى فى مكان كذا و كذا فنفرت العير منه و استدارت و فيها بعير عليه غرارتان غرارة بيضاء و غرارة سوداء فصرع فانكسر فلمّا قدمت العير سألوهم فأخبروهم الخبر على مثل ما حدّثهم رسول اللّه ( ص ) » .