تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير گازر ( جلاء الأذهان وجلاء الأحزان ) ( فارسى ) — صفحة 244

مساهمون:

ص٢٤٤
و روى بجانب زمين نهاديم و از آسمانى بآسمانى فرو ميآمديم « 1 » و جبرئيل در صحبت من بود تا بخوابگاه خودم آورد و اين همه در يك شب بود از اين شبهاى عادتى « 2 » كه هست ؛ من سيّد ولد
هامش
( 1 ) در تفسير ابو الفتوح ( ره ) در اين مورد اين بيانات كه در غالب كتب معتبرهء ديگر نيز ضمن اخبار معراج نقل شده مذكور است : « چون بنزديك موسى رسيدم مرا گفت : چه كردى ؟ و چه ديدى ؟ و چه فرمودند ترا و أمّت ترا ؟ - گفتم : هر خيرى و كرامتى ، و بر من و بر أمّت من پنجاه نماز فرض كردند گفت : من مردمان را بهتر آزموده‌ام از تو و با ايشان مقاسات بيشتر از تو كرده‌ام ؛ أمّت تو طاقت پنجاه نماز ندارند كه ايشان ضعيف‌ترين أمّتانند مراجعت كن به خدا تا تخفيف كند مراجعت كردم و تخفيف خواستم ، ده نماز مرا شطر ( 3 ) كرد تا چهل شد ؛ باز آمدم ، گفت : چه كردى ؟ - گفتم : ده تخفيف افتاد و چهل ماند ، گفت : أمّت تو طاقت چهل نماز ندارند مراجعت كن و تخفيف خواه ، مراجعت كردم ده ديگر تخفيف افتاد ، همچنين مراجعت ميكردم تا با پنج آمد ، موسى گفت : ازين نيز تخفيف - خواه ، گفتم : من از خداى شرم دارم بيش ازين مراجعت كردن ، خداى تعالى گفت : به اين پنج نماز كه فرض كردم هر نمازى را ده ثواب باشد ، هر كه اين پنج نماز بجا آرد همچنان باشد كه پنجاه نماز گزارده . اين خبر ضعيف است و ما براى سياقت حديث آورديم و آنكه در روايت آمده است و اگرچه اين را تأويل گفته‌اند كه : روا بود كه مصلحت باوّل پيش از مراجعت اقتضاى پنجاه نماز كرده باشد آنگه عند مراجعت مصلحت بگردد و همچنين تا پنج نماز آمدن هر بار كه مراجعت نباشد مصلحت آن مقدار بود چون مراجعت كنند مصلحت بگردد چه آنچه متعلّق باشد بمصلحت باوقات و اشخاص و اسباب مختلف شود . و اين وجهى است كه مشايخ ما در تأويل اين حديث گفته‌اند و سيّد رحمه اللّه در تنزيه الانبياء هم اين وجه گفت جز كه اين خبر باطل است از وجهى دگر و آن آنست كه نسخ الشىء قبل دخول وقته يكون بداء ؛ نسخ چيزى قبل فعله روا نباشد و قبل دخول وقته روا نباشد كه بدا بود و بدا بر آن كس روا بود كه عالم بود بعلم محدث ؛ و قديم تعالى ازين منزّه است پس اين حديث ازين وجه كه گفته شد معتمد نيست . گفت : آنگه بازگشتم [ و جبرئيل در صحبت من بود ( تا آخر ) ] » . ( 3 ) ( در نسخ چاپى ( ص 322 جلد سوم چاپ اوّل پنج جلدى ؛ س 15 ، و ص 279 چاپ دوم ده جلدى ؛ س 6 ) اين كلمه « سطر » بسين مهمله چاپ شده و مصححان ( هكذا ) و يا ( نسخه بدل : نظر ) نوشته‌اند از اشتباهاتيست كه از عدم مراجعه بمآخذ پديد آمده است ؛ فيروز آبادى در قاموس گفته : « الشطر نصف الشىء و جزؤه و منه حديث الاسراء فوضع شطرها ؛ أى بعضها » زبيدى در تاج العروس در شرح آن گفته : « و كذا حديث : الطهور شطر الايمان ؛ لأنّ الايمان يظهر بحاشية الباطن و الطهور يظهر بحاشيه الظاهر » در منتهى الارب گفته : « شطر بالفتح نيمهء چيزى و پارهء آن و منه حديث الاسراء فوضع شطرها اى بعضها » . نگارنده گويد : علّامهء مجلسى ( ره ) نيز در سادس بحار در باب معراج بعد از نقل خبر تخفيف صلاة از توحيد و امالى و علل الشرايع صدوق ( رض ) گفته ( ص 383 چاپ امين - الضرب ) : « تذليل قال السيّد المرتضى ( ره ) فى جواب بعض الاشكالات الموردة على هذا الخبر قلنا : أمّا هذه الرواية فهى من طريق الآحاد التى لا توجب علما و هى مع ذلك مضعّفة و ليس يمتنع لو كانت صحيحة ان تكون المصلحة فى الابتداء تقتضى العبادة بالخمسين من الصلوات فاذا وقعت المراجعة تغيّرت المصلحة و اقتضت أقلّ من ذلك حتّى تنتهى الى هذا العدد المستقرّ و يكون النبىّ ( ص ) قد أعلم بذلك فراجع طلبا للتخفيف عن أمّته و التّسهيل و نظير ما ذكرناه فى تغيّر المصلحة بالمراجعة و تركها أنّ فعل المنذور قبل النذر غير واجب فاذا تقدّم النذر صار واجبا و داخلا فى جملة العبادات المفترضات و كذلك تسليم المبيع غير واجب و لا داخل فى جملة العبادات فاذا تقدّم عقد البيع وجب و صار مصلحة ؛ و نظائر ذلك فى الشرعيّات اكثر من ان تحصى ( تا آخر كلام او ) » . ( 2 ) - كذا در غالب نسخ و در بعضى از آنها : « عادى » نسخهء متن موافق اسلوب فارسى و نسخهء ديگر موافق اسلوب و قاعدهء عربى است مانند : « تجارتى و تجارى و صناعتى و صناعى الى غير ذلك .