تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير گازر ( جلاء الأذهان وجلاء الأحزان ) ( فارسى ) — صفحة 245

مساهمون:

ص٢٤٥
آدمم و لا فخر ، و فردا لواى حمد بدست من باشد و لا فخر ، و آدم و هر كه دون اوست روز قيامت در زير لواى من باشند و لا فخر ، و أجل من نزديك است پس از آنكه اين همه عجايب ديدم همه هوى و مراد من آنست كه با جوار رحمت حقّ تعالى شوم و با مرافقت آن دوستان و أولياى خداى عزّ و جل و آنچه ديدم از لقاى ثواب خداى بر اوليايش و ما عند اللّه خير و أبقى « 1 » . عبد اللّه عبّاس گفت : بامداد آن شب كه رسول را بمعراج بردند نشسته بود دلتنگ از آنكه دانست كه كس او را باور ندارد كه بيك شب به آسمان شد و هفت آسمان ببريد و بهشت و
هامش
( 1 ) - در تفسير ابو الفتوح ( ره ) باضافهء : « رسول عليه السلام گفت : چون ما از معراج باز آمديم بوادى ذى طوى ؛ جبرئيل عليه السلام را گفتم : يا جبرئيل اين قوم مرا باور ندارند چون با ايشان اين حديث كنم » .