تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير گازر ( جلاء الأذهان وجلاء الأحزان ) ( فارسى ) — صفحة 223

مساهمون:

ص٢٢٣
گفت : خطباء الفتنه ؛ خطيبان فتنه‌اند « 1 » . آنگه برسيدم به جائى كه سوراخى بود كوچك از او گاوى بزرگ بيرون مىآمد و ميخواست تا باز بجاى خود شود نميتوانست ، گفتم : اى جبرئيل اين چيست ؟ - گفت : اين مثال مرديست كه سخنى از دهن بيرون اندازد بزرگ و پشيمان شود و خواهد كه تا باز جاى برد نتواند . از آنجا ميآمدم بوادئى رسيدم بوئى خوش شنيدم و آوازى خوش ، گفتم : اين چه واديست ؟ و اين چه بوى است ؟ و اين چه آواز است ؟ - گفت : بوى بهشت است و آواز خازنان اوست ، بهشت ميگويد : بار خدايا آنچه وعده كردهء بانجاز رسان كه شرف « 2 » و غرف « 3 » من بلند و تمام شد ، و سندس و استبرق و حرير من بسيار شد ، و لؤلؤ و مرجان و زر و سيم من بسيار شد ، و اكواب و أباريق و آب و شير و مى و انگبين من بغايت رسيد ؛ آنچه به من وعده كردهء بفرماى تا به من آرند ، خداى تعالى گفت : تراست اى بهشت ؛ هر مؤمنى و مؤمنه كه ايمان آرد به من و بپيغمبران من و به من شرك نيارد و عمل صالح كند ، هر كه از من ترسد ايمنش كنم ، و هر كه از من خواهد بدهمش ، و هر كه به من قرضى دهد مكافاتش كنم ، و هر كه بر من توكّل كند كفايتش كنم ، كه من خداوندىام كه جز از من خداوندى نيست ، وعدهء خود خلاف نكنم ؛
قَدْ أَفْلَحَ الْمُؤْمِنُونَ
[ تا ]
فَتَبارَكَ اللَّهُ أَحْسَنُ الْخالِقِينَ
« 4 » بهشت گفت : راضى شدم ، گفت : از آنجا بگذشتم از واديى بوئى مىآمد كريه و آوازى ناخوش ، گفتم اى جبرئيل اين چه بوى است و چه آواز است ؟ - گفت : اين بوى دوزخ است و آواز بانيان او ، دوزخ ميگويد : خدايا
هامش
( 1 ) - واعظ قزوينى ( ره ) در اوائل أبواب الجنان گفته : « مخبر صادق يعنى رسول اكرم ( ص ) فرموده است كه : در شب معراج قومى را ديدم كه لبهاى ايشان را بمقراض آتشين مىبريدند گفتم : يا جبرئيل اين جماعت كيانند ؟ - فرمود كه : خطيبان أمّت تواند كه مردمان را به عمل صالح امر ميكنند و خود به آن عمل نمينمايند » . ( 2 ) - در منتهى الارب گفته : « شرفه بالضمّ كنگره ؛ شرف كصرد جمع » . ( 3 ) - در منتهى الارب گفته : « غرفه بالضمّ برواره غرفات بضمّتين و بفتح الراء و بسكونها و غرف كصرد جمع » . و در حاشيه گفته : « برواره بر وزن همواره بالا خانه و حجرهء بالاى حجره است » . ( 4 ) - اشاره بچهارده آيه از اول سورهء مباركهء « مؤمنون » است .