تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير گازر ( جلاء الأذهان وجلاء الأحزان ) ( فارسى ) — صفحة 222

مساهمون:

ص٢٢٢
ميدادى همهء امّت تو به دنيا ميل كردندى . چون از آنجا برفتم دو إناء پيش من آوردند يكى آب درو بود و يكى خمر ؛ من آب بستدم و بخوردم و خمر نخوردم ، جبرئيل گفت : نيك كردى و اگر نه امّت تو بخمر خوردن مولع « 1 » شدندى ، از آنجا بگذشتم گروهى را ديدم كه چيزى ميكشند حالى بدرو « 2 » ميآمد و ميدرويدند و ديگر باره ميكشتند جبرئيل را گفتم كه : اينان كه‌اند ؟ - گفت : مجاهدان‌اند در سبيل خداى كه حسنات ايشان مضاعف ميكنند هفتصد ضعف و آنچه نفقه كنند از مال خداى عوض باز دهند ايشان را ، از آنجا بگذشتم جماعتى را ديدم گروهى را گرفته بودند و سرهاى ايشان به سنگ ميكوفتند هر گه كه بكوفتندى ديگر باره درست شدى ، ديگر باره به سنگ بكوفتندى همچنين ، گفتم : يا جبرئيل اينان كيستند ؟ - گفت : آنان‌اند كه در نمازهاى فريضه تقصير كردند و كاهلى ، و نماز خفتن ناكرده بخفتند ، ايشانرا همچنين عذاب كنند تا روز قيامت . از آنجا بگذشتم جمعى را ديدم هر يكى پارهء خرقه بر عورت خود نهاده ايشان را بجانب دوزخ ميكشيدند ؛ گفتم : اى جبرئيل اينان كه‌اند ؟ - گفت : آنان‌اند كه زكات مال نداده‌اند در اين عذاب باشند تا بقيامت . از آنجا بگذشتم جماعتى ديگر را ديدم پارهء گوشت پاكيزهء پخته در پيش ايشان نهاده و پاره گوشت پليد خام ، ايشان گوشت پاك رها ميكردند و گوشت پليد ميخوردند ، گفتم : اينان كه‌اند ؟ - گفت : گروهىاند كه زنان پاكيزهء حلال خود را رها كنند و تعرّض حرام كنند ، و زنان كه شوهران را رها كنند و ميل بمردان نامحرم كنند . آنگه به مردى بگذشتم كه پشتهء هيزم جمع كرده بود و بر نميتوانست گرفت جمع ميكرد و بر سر آن مىنهاد هر چند كه ميخواست تا برگيرد نميتوانست ، گفتم : اين كيست ؟ - گفت : اين مثال مرديست از امّت تو كه امانات مردمان در پيش دارد و بدان قيام نميتواند كرد ديگر ميستاند و بر سر آن مىنهد . از آنجا بگذشتم گروهى را ديدم كه لبها و زبانهاى ايشان بمقاريض آتشين مىبريدند هر گه كه ببريدندى باز همچنان شدى ، گفتم : اينان كيستند ؟ -
هامش
( 1 ) - « مولع » بصيغهء اسم مفعول از باب افعال بمعنى حريص است . ( 2 ) - در غالب نسخ « ببر » .