گفتند : جزاى اين آنست كه آنكس كه اين كرده باشد و سقايت در رحل وى يابند وى را ببندگى گيرند ما همچنين جزا دهيم ظالمان را يعنى دزدان را ، آنگه بفرمود تا بارهاى ايشان بجستند و ابتدا بباردانهاى « 1 » برادران كردند پيش از باردان « 2 » ابن يامين آنگه چون بوعاء وى رسيدند از وعاء وى بيرون آوردند آن سقايت « 3 » [ كذلك ] همچنين كيد كرديم و تدبير ساختيم براى يوسف ، ابن عبّاس گفت : صنعنا ، ربيع گفت : ألهمنا ، ابن الانبارى گفت : اردنا ، و اين دليل مىكند كه آن بامر خداى تعالى بود
[ ما كانَ لِيَأْخُذَ ]
نبود كه فراگيرد يوسف برادر خود را بر عادت و دين ملك ، و عادت ملك آن بود كه دزد را بزند و غرامت بستاند
[ إِلَّا أَنْ يَشاءَ اللَّهُ ]
يعنى نبود كه فراگيرد برادر را مگر بمشيّت خداى تعالى و ارادت وى و اعلام و هدايت وى ، ابن عبّاس گفت كه : عادت ملك آن بودى كه دزد را تازيانه بزدى و دو ضعف آنچه برده بودى غرامت بستدى ، و گفتند : كه عادت او آن بودى كه دو پى بر كشيدى و چشمها بمسمار بدوختى پس كيد خداى تعالى آن بود كه بر زبان برادران برآورد كه جزاى دزد نزديك ما آن باشد كه او را ببندگى به صاحب متاع دهند و مراد يوسف آن بود
[ نَرْفَعُ دَرَجاتٍ مَنْ نَشاءُ ]
ما رفيع و بلند گردانيم درجهها و پايههاى آنكس كه خواهيم « 4 » و از بالاى هر عالمى عالمى ديگر هست كه ازو عالمتر بود « 5 » .
هامش
( 1 ) - در غالب نسخ : « بارهاى » ؛ در برهان قاطع گفته : « باردان بر وزن كاردان خورجين بزرگ و جوالى و هر ظرفى كه در آن چيزها كنند » و در تفسير ابو الفتوح ( ره ) گفته :
« و وعاء و ظرف باردان باشد يقال : أوعيت المتاع اذا جعلته الوعاء ، و وعيت العلم اذا حفظته » .
( 2 ) - در غالب نسخ : « از بار » .
( 3 ) - ابو الفتوح ( ره ) گفته : « و براى آن لفظ تأنيث گفت در[ اسْتَخْرَجَها ]با آنكه صواع مذكّر است كه ردّ كرد با معنى و آن سقايه است ؛ زجّاج گفت : الصواع يذكّر و يؤنّث و از اينجا گفت : و لمن جاء به و لم يقل بها » .
( 4 ) - ابو الفتوح ( ره ) گفته : «[ نَرْفَعُ دَرَجاتٍ مَنْ نَشاءُ ]يعقوب خواند [ يرفع ] بياء كنايه عن اسم اللّه تعالى يعنى خداى رفيع كند درجات آنكس را كه خواهد و كوفيان [ درجات ] بتنوين خوانند و باقى قرّاء باضافت ؛ بر قرائت اوّل معنى آنكه رفيع گردانيم درجات آن را كه خواهيم بدرجات و پايهها ؛ و نصب او بر ظرف بود و من در محلّ نصب بود على أنّه مفعول به ليرفع ، و بر قرائت دوم [ درجات ] مفعول به باشد يعنى رفيع گردانيم درجات آنكس كه خواهيم » پس ترجمهء ابو المحاسن مبنى بر قرائت غير كوفيان است .
( 5 ) - در تفسير ابو الفتوح ( ره ) : « يعنى عالمان متفاوت الدرّجاتند بالاى هر عالمى عالمى ديگر باشد » .