تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير گازر ( جلاء الأذهان وجلاء الأحزان ) ( فارسى ) — صفحة 22

مساهمون:

ص٢٢
كاروانيان شما دزدانيد « 1 » گفته‌اند : نداى اين منادى بىدستورى يوسف بود و منادى ايشان را نشناخت چون صاع بر جاى خود نديد ايشان را گفت : شما دزدانيد كه يوسف را از پدر بدزديديد و گفته‌اند كه : مراد استفهام است « 2 » . ايشان چون اين سخن بشنيدند مضطرب شدند و حال آن بود كه روى بايشان آورده بودند كه : شما چه گم كرده‌ايد و چه ميجوئيد ؟ - گفتند : ما صواع ملك نمىيابيم هر كه آن را بيارد ما او را يك اشتروار « 3 » گندم بدهيم و من پايندان « 4 » آنم و اين گوينده مهتر كيّالان بود .

[ سوره يوسف ( 12 ) : آيات 73 تا 76 ]

قالُوا تَاللَّهِ لَقَدْ عَلِمْتُمْ ما جِئْنا لِنُفْسِدَ فِي الْأَرْضِ وَ ما كُنَّا سارِقِينَ ( 73 ) قالُوا فَما جَزاؤُهُ إِنْ كُنْتُمْ كاذِبِينَ ( 74 ) قالُوا جَزاؤُهُ مَنْ وُجِدَ فِي رَحْلِهِ فَهُوَ جَزاؤُهُ كَذلِكَ نَجْزِي الظَّالِمِينَ ( 75 ) فَبَدَأَ بِأَوْعِيَتِهِمْ قَبْلَ وِعاءِ أَخِيهِ ثُمَّ اسْتَخْرَجَها مِنْ وِعاءِ أَخِيهِ كَذلِكَ كِدْنا لِيُوسُفَ ما كانَ لِيَأْخُذَ أَخاهُ فِي دِينِ الْمَلِكِ إِلاَّ أَنْ يَشاءَ اللَّهُ نَرْفَعُ دَرَجاتٍ مَنْ نَشاءُ وَ فَوْقَ كُلِّ ذِي عِلْمٍ عَلِيمٌ ( 76 ) گفتند : بخداى كه شما دانيد كه ما نيامده‌ايم تا در زمين فساد كنيم يعنى راه زنيم و ما هرگز دزد نبوده‌ايم گفتند : اگر شما دروغ گوئيد پاداشت اين چه باشد ؟ - يعنى اگر اين درست شود و سقايت شما گرفته باشيد حكم اين چگونه بود ؟ - ايشان
هامش
( 1 ) - در تفسير ابو الفتوح ( ره ) : « و [ دزد ] آن باشد كه چيزى از حرزى برگيرد كه نه او را باشد بر خفيه و پوشيده امّا در شرع تا به مقدار معلوم نرسد بر فاعلين قطع واجب نبود و بيان اين رفته است در سورة المائدة » . ( 2 ) - در تفسير ابو الفتوح ( ره ) چنين مذكور است : « و حرف استفهام براى آن بيفكند كه حال بر آن دليل كرد و ليكن ايشان را نيز قطعى نبود و آنجا كه قطعى نباشد استفهام نيكو بود و گفتند : مراد آنست كه انكم تشبهون السرّاق ؛ شما با دزدان مايند و معنى آنكه همانا شما دزديده باشيد اين صواع و گفتند : مراد آن بود كه شما دزدانيد كه يوسف را از پدر بدزديديد و اين قول بعيد است براى آنكه لايق اين حال نيست و بدين جاى در خور نيست » . ( 3 ) - « اشتروار » ترجمهء [ حمل بعير ] است ؛ در برهان قاطع ضمن ذكر معانى [ وار ] گفته : « و بار شتر و خر را نيز گويند همچو خروارى گندم و شتروارى جو » . ( 4 ) - در برهان قاطع گفته : « پايندان بر وزن آصفخان بمعنى كفيل و ضامن است » .