تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير گازر ( جلاء الأذهان وجلاء الأحزان ) ( فارسى ) — صفحة 203

مساهمون:

ص٢٠٣

[ سوره النحل ( 16 ) : آيات 106 تا 107 ]

مَنْ كَفَرَ بِاللَّهِ مِنْ بَعْدِ إِيمانِهِ إِلاَّ مَنْ أُكْرِهَ وَ قَلْبُهُ مُطْمَئِنٌّ بِالْإِيمانِ وَ لكِنْ مَنْ شَرَحَ بِالْكُفْرِ صَدْراً فَعَلَيْهِمْ غَضَبٌ مِنَ اللَّهِ وَ لَهُمْ عَذابٌ عَظِيمٌ ( 106 ) ذلِكَ بِأَنَّهُمُ اسْتَحَبُّوا الْحَياةَ الدُّنْيا عَلَى الْآخِرَةِ وَ أَنَّ اللَّهَ لا يَهْدِي الْقَوْمَ الْكافِرِينَ ( 107 ) افترا و دروغ آنكس گويد كه بخداى كافر شود پس از آنكه ايمان آورده باشد يعنى افترا مؤمنان نكنند كافران كنند آنگه استثنا كرد از ايشان كسانى را كه باكراه بر كفر دارند عبد اللّه عبّاس گفت : آيت در شأن عمّار ياسر آمد كه مشركان مكّه او را بگرفتند و پدرش را ياسر و مادرش سميّه ، و صهيب « 1 » و بلال را و خبّاب را و سالم را و ايشان را عذاب ميكردند بأنواع عذاب ، سميّه را در ميان دو اشتر ببسته بودند و رسنى از ليف تافته و گره بر سر آن زده بر سرش ميزدند تا كور شد او ميگفت كه : خداى تعالى يكيست تا او را بكشتند و پدرش ياسر را هم در زير عذاب بكشتند ، عمّار چون اين ديد گفت : بس افسوس باشد كه مرا نيز در اسيرى بكشند چنان كه پدر و مادرم را بكشتند ، آنچه مشركان را بايست در حقّ رسول صلّى اللّه عليه و آله و سلّم بگفت او را رها كردند رسول صلّى اللّه عليه و آله و سلّم را خبر دادند كه عمّار كافر شد گفت : كلّا ؛ انّ عمّارا ملأ ايمانا من قرنه الى قدمه ؛ و اختلط الايمان بلحمه و دمه ، گفت : نه حقّا عمّار از سر تا پاى پر از ايمانست ؛ و ايمان با گوشت و خون او آميخته است ، عمّار بنزديك رسول خداى آمد گريان و ميگفت : يا رسول اللّه شرمسارم از كلمهء كه نه به اختيار بلكه باكراه بر زبان من رفته است ، رسول صلّى اللّه عليه و آله و سلّم آب چشم عمّار مىسترد و مىگفت : هيچ باك نيست اگر ديگر باره به مثل آن حال گرفتار شوى آنچه از تو خواهند بگو كه بر تو هيچ حرجى نيست و خداى تعالى در حقّ او اين آيت فرستاد « 2 » .
[ إِلَّا مَنْ أُكْرِهَ وَ قَلْبُهُ ]
مگر آنكس كه او را باكراه
هامش
( 1 ) - در تفسير ابو الفتوح ( ره ) در اينجا باضافهء : « و صهبا » و در بعضى نسخ خطى : « صهيب صهبا » . ( 2 ) - ابو الفتوح ( ره ) گفته : « عمّار از جملهء أجلّاء و بزرگان صحابه بوده است ( آنگاه ببيان مطالب مذكوره در متن اين تفسير بنحو تا حدّى مبسوطتر پرداخته است هر كه خواهد مراجعه كند ) » .
تفسير گازر ( جلاء الأذهان وجلاء الأحزان ) ( فارسى ) — صفحة 203 | مير جلال الدين حسينى ارموى (محدث) / أبو المحاسن الحسين بن الحسن الجرجاني / سيد جلال الدين حسينى ارموى (محدث)