تا چه وقت استعاذه بايد كرد ؟
علما خلاف كردند در وقت استعاذه ؛ جمهور ايشان گفتند : پيش از قرائت باشد ابو هريره گفت : پس از قرائت باشد و اين مذهب داود است تمسّك به ظاهر قرآن ، و در نماز آهسته بايد گفت تا فرق باشد ميان قرآن و جز قرآن ، و لفظ استعاذه اينست كه بگويد : أعوذ باللّه من الشّيطان الرّجيم ، و اخبار متواتر بر اين است زرّ حبيش « 1 » گفت : « 2 » بر عبد اللّه عبّاس « 3 » خواندم كه : أعوذ باللّه السّميع العليم ، گفت : چنين مگو ؛ چنين بگو كه : أعوذ باللّه من الشّيطان الرّجيم ، چه من بر رسول صلّى اللّه عليه و آله و سلّم خواندم چنين گفت : كه تو خواندى مرا گفت : بگو أعوذ باللّه منالشّيطانالرجيم ؛ و رسول صلّى اللّه عليه و آله و سلّم گفت : من بر جبرئيل چنين خواندم ، و جبرئيل گفت : من در لوح محفوظ چنين ديدم .
[ إِنَّهُ لَيْسَ لَهُ سُلْطانٌ ]
بدرستى كه امر و شأن آنست كه شيطان را هيچ قوّتى و دستى نباشد بر آنان كه ايمان آورند و بر خداى خود توكّل و اعتماد كنند ؛ دست او و قوّت او بر آنان باشد كه بوى تولّا كنند و دوستى نمايند و بر آنان كه بخداى شرك آرند و بسبب او با خداى انباز گيرند . سفيان گفت : او بقهر كس را حمل نتواند كرد بر معصيت ؛ در دست او جز وسوسه نباشد .
[ سوره النحل ( 16 ) : آيات 101 تا 102 ]
وَ إِذا بَدَّلْنا آيَةً مَكانَ آيَةٍ وَ اللَّهُ أَعْلَمُ بِما يُنَزِّلُ قالُوا إِنَّما أَنْتَ مُفْتَرٍ بَلْ أَكْثَرُهُمْ لا يَعْلَمُونَ ( 101 ) قُلْ نَزَّلَهُ رُوحُ الْقُدُسِ مِنْ رَبِّكَ بِالْحَقِّ لِيُثَبِّتَ الَّذِينَ آمَنُوا وَ هُدىً وَ بُشْرى لِلْمُسْلِمِينَ ( 102 )
و چون ما بدل كنيم « 4 » آيتى را بجاى آيتى يعنى نسخ كنيم بآيتى ديگر از روى
هامش
( 1 ) - خزرجى در خلاصهء تذهيب الكمال گفته : « زرّ بن حبيش بضمّ المهملة و فتح - الموحّدة و آخره معجمة ابن خباشة بمعجمتين بينهما موحّدة بعدها الف ؛ الاسدىّ ابو مريم الكوفىّ مخضرم عن عمر و عثمان و علىّ و العبّاس ، و عنه ابراهيم النخعىّ و المنهال بن عمرو و عاصم بن بهدلة ؛ وثّقه ابن معين قال خليفة : مات سنة اثنين و ثمانين » .
( 2 ) - أبو الفتوح ( ره ) گفته : « و در اخبار مسلسلات مىآيد از زرّ حبيش كه او گفت :
بر عبد اللّه عبّاس ؛ الحديث » .
( 3 ) - در نسخ اين تفسير : « بر عبد اللّه مسعود » و متن موافق تفسير ابو الفتوح ( ره ) است .
( 4 ) - ابو الفتوح ( ره ) گفته : « تبديل رفع چيزى باشد از جاى خود و وضع ديگرى بجاى او » .