تا بنگرد كه بعهد خداى وفا خواهيد كردن يا نه ؟ آنگه بر سبيل تهديد و وعيد گفت :
خداى بيان كند براى شما روز قيامت آنچه در او خلاف ميكنيد .
[ سوره النحل ( 16 ) : آيات 93 تا 94 ]
وَ لَوْ شاءَ اللَّهُ لَجَعَلَكُمْ أُمَّةً واحِدَةً وَ لكِنْ يُضِلُّ مَنْ يَشاءُ وَ يَهْدِي مَنْ يَشاءُ وَ لَتُسْئَلُنَّ عَمَّا كُنْتُمْ تَعْمَلُونَ ( 93 ) وَ لا تَتَّخِذُوا أَيْمانَكُمْ دَخَلاً بَيْنَكُمْ فَتَزِلَّ قَدَمٌ بَعْدَ ثُبُوتِها وَ تَذُوقُوا السُّوءَ بِما صَدَدْتُمْ عَنْ سَبِيلِ اللَّهِ وَ لَكُمْ عَذابٌ عَظِيمٌ ( 94 )
و اگر خداى خواستى خواستن قهر و قسر شما را همه يك امّت و يك ملّت گردانيدى ، و همه را بر ايمان و اسلام قهر كردى تا در ميان ايشان خلاف نبودى ، همه بر يك مقال و يك گفتار بودندى چنان كه فرمود :
وَ لَوْ شاءَ اللَّهُ لَجَمَعَهُمْ عَلَى الْهُدى
« 1 » و ليكن اضلال كند بخذلان يا بر طريق حكم بضلال يا بتسميه بگمراهى يا اضلال از راه بهشت و ثواب در آخرت ، و هدايت كند و راه نمايد بانواع الطاف و تمكين آن را كه خواهد
[ وَ لَتُسْئَلُنَّ ]
و هر آينه بپرسند شما را از آنچه كرده باشيد روز قيامت . آنگه نهى كرد از سوگند خوردن و در سوگند خوردن خيانت كردن و بدروغ خوردن و گفت :
[ وَ لا تَتَّخِذُوا ]
و فرامگيريد و مگردانيد سوگندان خود را دخلى « 2 » و خيانتى و مكرى در ميان شما و دست افزار خديعت مسازيد چنان كه سوگند خوريد با كسى تا بر شما اعتماد كند و از مكر و غوائل شما ايمن گردد . آنگه آن سوگند را خلاف كنيد و عهد را بشكنيد .
[ فَتَزِلَّ قَدَمٌ بَعْدَ ثُبُوتِها ]
« 3 » پس آنگه بلغزد قدمى از راه ايمان و طريق حقّ
[ وَ تَذُوقُوا ]
و بچشيد بدى و بكشيد عذاب خداى را بسبب آنكه بگشته باشيد از راه خداى و ديگران را بگردانيده ، و شما را عذابى بزرگ باشد و رنجى
هامش
( 1 ) - از آيهء سى و پنجم سورهء مباركهء انعام است .
( 2 ) - در بعضى نسخ : « دغلى » ؛ و عن قريب نقلا عن تفسير ابو الفتوح ( ره ) گذشت كه دغل و دخل بيك معنى است فراجع ان شئت .
( 3 ) - ابو الفتوح ( ره ) گفته :فَتَزِلَّ قَدَمٌ بَعْدَ ثُبُوتِهاتا پاى بخيزد پس از آنكه بر جا باشد ، و اين عبارت باشد از هلاك ؛ عرب آنكس را كه مبتلا شود و پس از سلامت با ورطه افتد او را گويند : زلّت قدمه ؛ قال الشّاعر :ستمنع منّى السبق ان كنت سابقا * و تقتل ان زلّت بك القدمانيعنى إن أخطأب .