تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير گازر ( جلاء الأذهان وجلاء الأحزان ) ( فارسى ) — صفحة 192

مساهمون:

ص١٩٢
كردن ؛ والبى « 1 » از عبد اللّه عبّاس روايت كرد كه [ عدل ] اينجا توحيد است و [ إحسان ] فرايض ، بروايت ديگر [ عدل ] گفتار « لا إله الّا اللّه » است و [ إحسان ] اخلاص بجاى آوردن در او . و گفته‌اند : [ العدل ] فى الافعال و [ الاحسان ] فى الاقوال . آنكه در فعل عادل باشى و در قول محسن و بعطا دادن خويشان و نيكوئى كردن با ايشان ، و باز ميدارد از زشتى و ناشايست و ستمكارى و بىسامانى كردن . ابن عبّاس گفت : مراد به [ فحشاء ] زناست و به [ منكر ] آنچه در شريعت اسلام نشناسند آن را ، و [ بغى ] ظلم و كبر است [ يعظكم ] پند ميدهد شما را تا باشد كه شما پند گيريد . شهر بن حوشب گفت : از عبد اللّه عبّاس شنيدم كه گفت : روزى رسول صلّى اللّه عليه و آله و سلّم در سايهء كعبه نشسته بود عثمان مظعون بر او بگذشت و او هنوز ايمان نياورده بود تبسّمى كرد با رسول صلّى اللّه عليه و آله و سلّم ؛ رسول گفت : بيا بنشين ، بيامد در برابر رسول صلّى اللّه عليه و آله و سلّم بنشست و با رسول صلّى اللّه عليه و آله و سلّم حديث ميكرد ، رسول صلّى اللّه عليه و آله و سلّم چشم در آسمان زد و مينگريست و چشم بتدريج فرود مىآورد تا بجانب دست راست چشم فرو آورد آنگه روى با آن جانب كرد همچون كسى كه گوش با سخن كسى كند و سر ميجنبانيد چون كسى كه چيزى را مستفهم باشد ، آنگه دگر بار چشم در آسمان زد چون كسى كه از پى چيزى نگرد ساعتى نيك ؛ آنگه روى با من كرد و راست بنشست ، عثمان مظعون گفت : اى محمّد من بسى با تو نشسته‌ام هرگز نديده‌ام كه چنين كردى كه امروز ؛ اين چه بود ؟ - رسول صلّى اللّه عليه و آله و سلّم گفت كه : رسولى از خداى به من آمد و پيغامى آورد مرا از خداى تعالى ؛ گفت : چه پيغام آورد ؟ - گفت : اين آيت آورد كه :
إِنَّ اللَّهَ يَأْمُرُ بِالْعَدْلِ وَ الْإِحْسانِ ؛
الى آخر الآية ؛ عثمان مظعون گفت : ايمان از آن روز در دل من قرار گرفت و من رسول صلّى اللّه عليه و آله و سلّم را دوست داشتم . أمر بعدل بر سبيل وجوب است و باحسان بر سبيل ندب ، و در تفسير أهل البيت عليهم السلام آمد كه مراد به
[ ذِي الْقُرْبى ]
أهل البيت رسول است و به [ إيتاء ] دادن خمس آنجا كه گفت :
فَأَنَّ لِلَّهِ خُمُسَهُ وَ لِلرَّسُولِ وَ لِذِي الْقُرْبى
. و گفته‌اند : [ فحشاء ] معصيتى بود كه
هامش
( 1 ) - ترجمهء « والبى » عن قريب نقل شد فراجع ان شئت .