سرائى با سرائى ديگر نقل كنيد ، و بكرد براى شما از پشم گوسفند و موى بز و پشم اشتر قماشى و متاعى كه به آن تمتّع گيريد تا روزگارى يعنى ايّام حيات تا بوقت وفات و گفتهاند كه : تا آنگاه كه كهنه شود و از كار بيفتد .
[ سوره النحل ( 16 ) : آيات 81 تا 83 ]
وَ اللَّهُ جَعَلَ لَكُمْ مِمَّا خَلَقَ ظِلالاً وَ جَعَلَ لَكُمْ مِنَ الْجِبالِ أَكْناناً وَ جَعَلَ لَكُمْ سَرابِيلَ تَقِيكُمُ الْحَرَّ وَ سَرابِيلَ تَقِيكُمْ بَأْسَكُمْ كَذلِكَ يُتِمُّ نِعْمَتَهُ عَلَيْكُمْ لَعَلَّكُمْ تُسْلِمُونَ ( 81 ) فَإِنْ تَوَلَّوْا فَإِنَّما عَلَيْكَ الْبَلاغُ الْمُبِينُ ( 82 ) يَعْرِفُونَ نِعْمَتَ اللَّهِ ثُمَّ يُنْكِرُونَها وَ أَكْثَرُهُمُ الْكافِرُونَ ( 83 )
و خداى تعالى بكرد براى شما از آنچه بيافريد از درختان و بناها آنچه در سايههاى آن نشينيد و خود را از سرما و گرما نگاه داريد و از كوهها پشتهها كرد كه در زير آن از سرما و گرما پوشيده گرديد ، و بكرد از براى شما از پنبه و كتّان « 1 » و غير آن پيراهنها تا شما را نگاه دارد از سرما و گرما « 2 » و پيراهنهاى ديگر كه
هامش
( 1 ) - در برهان قاطع گفته : « كتّان بفتح اوّل و تشديد ثانى و سكون نون نوعى از جامه باشد كه آن را از علف سازند طبيعت آن سرد و خشك است و پوشيدنش نشف رطوبت و عرق از بدن مىكند ( تا آنكه گفته ) و بىتشديد هم درست است » .
( 2 ) - اشاره به آنست كه گفتهاند : مراد آنست كه [تَقِيكُمُ الْحَرَّو البرد ] و براى اكتفا [ البرد ] را ذكر نفرموده ؛ ابو الفتوح ( ره ) گفته : «[ وَ جَعَلَ لَكُمْ سَرابِيلَ ]واحدها سربال ؛ و كرد شما را پيراهنها كه شما را وقايت كند و باز يابد از گرما از انواع ملابس از پنبه و كتّان و خزّ و قزّ ، اهل معانى گفتند : أراد تقيكم الحرّ و البرد فاكتفى بذكر أحدهما عن الآخر ؛ مراد آنست كه اين پيرهنها شما را بازپايد از سرما و گرما جز كه اكتفا كرد بذكر يكى از ديگر » مولى فتح اللّه ( ره ) در منهج الصادقين گفته : «[ تَقِيكُمُ الْحَرَّ ]كه باز دارد شما را از ضرر گرما ، و ذكر سرما نكرد اكتفاء بأحد الضدّين ، و يا تخصيص آن به جهت آنست كه وقايهء گرما در بلاد عرب أهمّ است » طبرسى ( ره ) در مجمع البيان گفته :
«[ تَقِيكُمُ الْحَرَّ ]و لم يقل : و تقيكم البرد لأنّ ما وقى الحرّ وقى البرد ؛ و انّما خصّ الحرّ بذلك مع انّ وقايتها للبرد اكثر لأنّ الّذين خوطبوا بذلك أهل حرّ فى بلادهم فحاجتهم الى ما يقى الحرّ اكثر عن عطاء على أنّ العرب تكتفى بذكر أحد الشيئين عن الآخر للعلم به كما قال الشاعر :و ما أدرى اذا يمّمت أرضا * أريد الخير أيّهما يلينىفكنّى عن الشرّ و لم يذكره لأنّه مدلول عليه ؛ ذكره الفرّاء » .
نگارنده گويد : در جامع الشواهد بعد از ذكر بيت گذشته اين بيت را نيز در دنبال آن آورده :أ الخير الذى أنا أبتغيه * أم الشرّ الّذى هو يبتغينىآنگاه گفته : « هما آخر قصيدة للمثقب العبدى و اسمه عائذ بن محسن قالهما فى صاحبته فاطمة ( تا آخر كلام او ) » بيضاوى گفته : «[ تَقِيكُمُ الْحَرَّ ]خصّه بالذكر اكتفاء بأحد الضدّين او لأنّ الحرّ كانت أهمّ عندهم » .