تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير گازر ( جلاء الأذهان وجلاء الأحزان ) ( فارسى ) — صفحة 185

مساهمون:

ص١٨٥

[ سوره النحل ( 16 ) : آيات 76 تا 77 ]

وَ ضَرَبَ اللَّهُ مَثَلاً رَجُلَيْنِ أَحَدُهُما أَبْكَمُ لا يَقْدِرُ عَلى شَيْءٍ وَ هُوَ كَلٌّ عَلى مَوْلاهُ أَيْنَما يُوَجِّهْهُ لا يَأْتِ بِخَيْرٍ هَلْ يَسْتَوِي هُوَ وَ مَنْ يَأْمُرُ بِالْعَدْلِ وَ هُوَ عَلى صِراطٍ مُسْتَقِيمٍ ( 76 ) وَ لِلَّهِ غَيْبُ السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ وَ ما أَمْرُ السَّاعَةِ إِلاَّ كَلَمْحِ الْبَصَرِ أَوْ هُوَ أَقْرَبُ إِنَّ اللَّهَ عَلى كُلِّ شَيْءٍ قَدِيرٌ ( 77 ) آنگه مثلى ديگر زد و گفت : خداى تعالى مثل زد به دو مرد يكى گنگ كه قادر نباشد بر سخن گفتن عاجزى و مدبرى باشد كه و بال و بار گران باشد بر مولى و پسر عمّ خويش هر كجا كه وى را فرستد چون باز آيد هيچ خير و نيكوئى نيارد از مدبرى و منحوسى و بىزبانى خود كه نداند با مردمان چه گويد و ايشان او را چه جواب ميدهند ، و ديگرى كه او زبان آور باشد و فصيح بود كافى در كارها دانا و بينا و رشيد در مصالح دنيا و آخرت
[ هَلْ يَسْتَوِي هُوَ ]
هيچ يكسان باشد آن گنگ عاجز بىزبان با آنكه او عالم و دانا بود ؟ ! عدل كند و بر عدل باشد و مردمان را بعدل فرمايد و او بر راه راست باشد ؟ ! اين مثلى است كه خداى تعالى زد أصنام بىحيات بىقدرت و بىعلم را با خود كه قادرى بىآلت است و حيّى بىآفت ، و عالمى بر كمال ، قادر است بر هر چه خواهد چنان كه خواهد . و گفتند كه : مثل مؤمن و كافر است « 1 » عطا گفت : آيت در أبىّ خلف آمد و حمزهء عبد المطّلب . آنگه گفت :
[ وَ لِلَّهِ غَيْبُ السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ ]
و خداى راست علم غيب در آسمانها و زمينها و علم غيب بوى اختصاص دارد و جز او اين نداند
[ وَ ما أَمْرُ السَّاعَةِ ]
و كار قيامت در سرعت نيست الّا چنان كه يكى از شما چشم بر هم زند يا نزديكتر از اين « 2 » و زودتر از اين باشد كه قيامت برخيزد و مردگان را زنده گرداند ، و شايد كه مراد اين بود كه : كار قيامت نزديك خداى همان بيش نيست كه كسى چشم برهم زند و اگرچه روزگار دراز باشد به نسبت با خلقان ، و خداى تعالى بر همه چيز قادر و تواناست تواند كه در مقدار آنكه چشم بر هم زنند قيامت را ظاهر گرداند .
هامش
( 1 ) - در تفسير ابو الفتوح ( ره ) باضافهء « چنان كه در آيت اوّل گفتيم و هر دو وجه محتمل است و اللّه أعلم بمراده » و مراد بآيت اوّل آيهء سابق به اين آيه است يعنى آيهء 75 . ( 2 ) - ابو الفتوح ( ره ) گفته : « و اين تشبيهى است بر سبيل مبالغت » .