تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير گازر ( جلاء الأذهان وجلاء الأحزان ) ( فارسى ) — صفحة 184

مساهمون:

ص١٨٤
يعنى هيچ چيز روزى نتواند دادن ايشان را و ندهد نه اندك و نه بسيار ؛ پس مر خداى را مثل مزنيد و مانند مياريد و او را يكى دانيد بىمثل و مانند كه خداى تعالى ميداند آنچه شما ميكنيد ، بر آن بازخواست كند و عقاب فرمايد و شما نميدانيد از آن سبب كه نظر و انديشه نميكنيد .

[ سوره النحل ( 16 ) : آيه 75 ]

ضَرَبَ اللَّهُ مَثَلاً عَبْداً مَمْلُوكاً لا يَقْدِرُ عَلى شَيْءٍ وَ مَنْ رَزَقْناهُ مِنَّا رِزْقاً حَسَناً فَهُوَ يُنْفِقُ مِنْهُ سِرًّا وَ جَهْراً هَلْ يَسْتَوُونَ الْحَمْدُ لِلَّهِ بَلْ أَكْثَرُهُمْ لا يَعْلَمُونَ ( 75 ) خداى تعالى مثلى زد و داستانى بديد كرد ببندهء درم خريده كه او قادر نباشد بر هيچ چيز از اندك و بسيار مالك خود نباشد و مالك تصرّفات خويش و به آن كسى كه ما او را روزى داديم از خود روزى نيكو و او آن را نفقه مىكند در سرّ و جهر آشكارا و نهان ؛ آن بندهء بىمال و اين آزاد نيكو حال هرگز يكسان باشند ؟ ! يعنى نباشند ، و چون ايشان يكسان نباشند ميان بتان سنگين « 1 » و ميان خداى تعالى چگونه در عبادت يكسان باشد ؟ ! چون حجّت بر ايشان ثابت شد گفت :
[ الْحَمْدُ لِلَّهِ ]
شكر و سپاس خداى راست از آنكه اين أصنام مستحقّ هيچ حمد و ثنا نيستند سپاس بر حقيقت خداى راست جلّ جلاله . آنگه گفت : نه كه بيشترين ايشان ندانند از آنكه تفكّر نكنند .
هامش
( 1 ) - يعنى ساخته شده از سنگ كه جمادى بيش نيست .