تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير گازر ( جلاء الأذهان وجلاء الأحزان ) ( فارسى ) — صفحة 173

مساهمون:

ص١٧٣
او را نگاهدارد بمذلّت و خوارى يا در زير خاك پنهان كند و زنده در گور كند ؟ اى بد حكمى كه ايشان ميكنند كه دختر را بخداى حوالت ميكنند و پسر به خود ، و چون ايشان را دختر ميآيد زنده در گور ميكنند و اين در جاهليّت بود چون اسلام آمد خداى تعالى در اين معنى آيات فرستاد و نهى كرد و رسول صلّى اللّه عليه و آله و سلّم بر اين تهديد كرد و فرزدق را عمّى بود نام او صعصعه چون خبر يافتى كه كسى را دخترى آمده است چند اشتر بهديّه فرستادى تا آن دختر را زنده در گور نكند « 1 » . آنگه گفت :
[ لِلَّذِينَ لا يُؤْمِنُونَ ]
كسانى را كه بسراى باز پسين ايمان ندارند مثل بد است يعنى صفت بد از احتياج به فرزند و شهوت آنكه فرزند نرينه باشد نه مادينه ، و اگر مادينه باشد بكشد از ترس درويشى ، و آنكه كسى كه كفو باشد درو رغبت نكند « 2 » و رسول صلّى اللّه عليه و آله و سلّم فرموده است : إنّ أكبر الكبائر أن تجعل للّه ندّا و هو خلقك « 3 » ثمّ تقتل ولدك خشية أن يأكل معك ، ثمّ أن تزنى بحليلة جارك يعنى بزرگترين گناهان كبيره آنست كه خداى را همتا پديد كنى و او آفريدگار تست آفريدگار خود را چگونه توانى گفت كه همتائى هست ؟ ! و ديگر آنكه فرزند خود را بكشى از ترس آنكه با تو نان خورد ، پس آنگه با زن همسايهء خود زنا كنى ؛ بزرگترين گناهان اينست . آنگه گفت :
[ وَ لِلَّهِ الْمَثَلُ الْأَعْلى ]
و خداى راست صفت عالىتر كه آن صفت إلهيّت است و استغنا از زن و فرزند ، و او خدائيست عزيز و بىهمتا و محكم كار .
هامش
( 1 ) - در تفسير ابو الفتوح ( ره ) باضافهء « فرزدق اين در جملهء مفاخر خود باز گفت فى قوله :و عمّى الّذى منع الوائدا * ت فأحيا الوئيد و لم يوئد »( 2 ) - عبارت در نسخه‌ها چنين بود : « و آنكه كسى كه كفو نباشد در او رغبت كند » و حال آنكه عبارت ابو الفتوح ( ره ) اين است : « از احتياج به فرزند و شهوت فرزند نرينه و كراهت مادينه [ از ] خوف درويشى و رغبت ناكردن اكفاء در وى و اقرار دادن بر بدى خود ببخل » پس معنى « رغبت ناكردن اكفاء در وى » آنست كه در متن درست كرديم نه آنكه در نسخ به نظر ميرسد ؛ در هر صورت عبارت نسخ آنست كه ياد كرديم . ( 3 ) - در تفسير ابو الفتوح ( ره ) : « خلقكم » بضمير جمع .