اگر نگفتى گمان افتادى كه اثبات إلهيّت كرده است نه إثبات وحدانيّت . آنگه إلهيّت بر يكى قصر كرد و گفت :
[ إِنَّما هُوَ إِلهٌ واحِدٌ ]
بحقيقت كه خداى يكيست و از دون يكى خدائى منتفيست
[ فَإِيَّايَ فَارْهَبُونِ ]
پس از من بترسيد و از غير من مترسيد « 1 »
[ وَ لَهُ ما فِي السَّماواتِ ]
و او راست آنچه در آسمانها و زمين است ، و دين كه اسلام و شريعت است اوراست ثابت و دائم و دين كه جزا دادنست اوراست واجب و لازم . و بعضى گفتند كه : دين طاعتست يعنى او را رسد كه طاعت او دارند دائما و از او ترسند اى « 2 » اى « 3 » شما از غير او ميترسيد ؟ ! و هر چه بشماست از نعمت از خداست آن نعمت ؛ چه منعم بر حقيقت اوست و نعمت همهء منعمان موقوف است بر نعمت او از اصول نعم كه حيات و قدرت و شهوت و نفرت و كمال عقل است
[ ثُمَّ إِذا مَسَّكُمُ الضُّرُّ ]
پس اگر مضرّتى و مشقّتى بشما رسد با او گريزيد و پناه با او دهيد و او را خوانيد بزارى « 4 » پس آنگه كه آن رنج و بلا را از شما دفع كند و باز بردهمى ناگاه گروهى از شما بخداى خود شرك آورند و باسر كفر روند آنگه گفت :
[ لِيَكْفُرُوا ]
اگر كافر شوند و كفران آرند به آن نعمت كه ايشان را داديم پس تمتّع و برخوردارى گيريد كه زود بود كه بدانيد عاقبت كار و سر انجام شما چه خواهد بود ؟ !
[ سوره النحل ( 16 ) : آيات 56 تا 58 ]
وَ يَجْعَلُونَ لِما لا يَعْلَمُونَ نَصِيباً مِمَّا رَزَقْناهُمْ تَاللَّهِ لَتُسْئَلُنَّ عَمَّا كُنْتُمْ تَفْتَرُونَ ( 56 ) وَ يَجْعَلُونَ لِلَّهِ الْبَناتِ سُبْحانَهُ وَ لَهُمْ ما يَشْتَهُونَ ( 57 ) وَ إِذا بُشِّرَ أَحَدُهُمْ بِالْأُنْثى ظَلَّ وَجْهُهُ مُسْوَدًّا وَ هُوَ كَظِيمٌ ( 58 )
هامش
( 1 ) - اشاره به آنست كه تقديم مفعول براى حصر است ؛ ابو الفتوح ( ره ) گفته : « و ضمير منصوب منفصل براى آن تقديم كرد تا دليل كند كه از من ترسيد و از جز من نترسيد و مثله قوله : ايّاك نعبد و ايّاك نستعين اى نعبدك و لا نعبد غيرك و نستعينك لا غيرك و مثله قول الشاعر :
ايّاك أدعو فتقبّل منّى ، و قولهم فى المثل : ايّاك أعنى و اسمعى يا جارة » .
( 2 ) - در بعضى نسخ : « آيا » و در اصطلاح اين مفسّر هر دو بيك معنى است .
( 3 ) - در بعضى نسخ : « آيا » و در اصطلاح اين مفسّر هر دو بيك معنى است .
( 4 ) - ترجمهء[ فَإِلَيْهِ تَجْئَرُونَ ]است كه ابو الفتوح ( ره ) نسبت به آن چنين گفته :
« به او گريزيد و فزع با او كنيد و او را بخوانيد و استغاثه به او كنيد و اصل او از [ جؤار ] باشد و آن آواز گاو بود چون آوازى منكر كند از ترس يا از گرسنگى » آنگاه بنقل شواهد شعرى آن پرداخته است هر كه بخواهد به آن جا مراجعه كند .