اى « 1 » نمىنگرند و نمىبينند آنچه خداى تبارك و تعالى بيافريد آن را از چيزى كه او سايه مىاندازد و واميشود « 2 » و ميگردد از جانب راست و از جانب چپ براى آنكه چون آفتاب برآيد سايهء چيزها از دست راست قبله بيفتد باز چون زوال آفتاب باشد سايهء آن چيزها از جانب دست چپ افتد و مراد به [ يمين ] جمع است از براى اين [ و الشّمائل ] گفت :
[ سُجَّداً لِلَّهِ ]
سجده كنند « 3 » خداى را و خوارى و فروتنى نمايند « 4 » بر زمين مذلّت و خاك خوارى افتاده ، ميل سايه را بر سبيل تشبيه [ سجده ] خوانده است
[ وَ لِلَّهِ يَسْجُدُ ]
و خداى را سجده كند آنچه در آسمانها و آنچه در زمين است از هر جنبنده و حيوانى كه هست و فريشتگان سجده ميكنند و تخصيص ايشان بذكر براى آن كرد كه عابدترين خلقان ايشانند ، و شايد كه مراد فريشتگان زمين باشند و سجود مكلّفان طاعت و عبادت ايشان است و سجود غير مكلّفان انقياد ايشان است ارادهء خداى را و عدم امتناع ايشان
[ وَ هُمْ لا يَسْتَكْبِرُونَ ]
و اين فريشتگان گردنكشى نكنند و سر از فرمان خداى بيرون نبرند ، از خداى خود ترسند و آنچه ايشان را فرمايد بجاى آرند و هيچ نافرمانى نكنند .
[ سوره النحل ( 16 ) : آيات 51 تا 55 ]
وَ قالَ اللَّهُ لا تَتَّخِذُوا إِلهَيْنِ اثْنَيْنِ إِنَّما هُوَ إِلهٌ واحِدٌ فَإِيَّايَ فَارْهَبُونِ ( 51 ) وَ لَهُ ما فِي السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ وَ لَهُ الدِّينُ واصِباً أَ فَغَيْرَ اللَّهِ تَتَّقُونَ ( 52 ) وَ ما بِكُمْ مِنْ نِعْمَةٍ فَمِنَ اللَّهِ ثُمَّ إِذا مَسَّكُمُ الضُّرُّ فَإِلَيْهِ تَجْئَرُونَ ( 53 ) ثُمَّ إِذا كَشَفَ الضُّرَّ عَنْكُمْ إِذا فَرِيقٌ مِنْكُمْ بِرَبِّهِمْ يُشْرِكُونَ ( 54 ) لِيَكْفُرُوا بِما آتَيْناهُمْ فَتَمَتَّعُوا فَسَوْفَ تَعْلَمُونَ ( 55 )
حقّ تعالى بندگان خود را بتوحيد فرمود و از شرك نهى كرد و گفت :
[ لا تَتَّخِذُوا ]
خداى دو مگيريد بعدد كه خداى دو نباشد يكى باشد [ اثنين ] براى تأكيد گفت كه
هامش
( 1 ) - « أى » در اصطلاح اين مفسّر ( ره ) بمعنى « آيا » است .
( 2 ) - در دو نسخه نسبة قابل اعتماد : « فاوا مىشود » .
( 3 ) - در بعضى نسخ : « سجدهكنان » .
( 4 ) - در بعضى نسخ : « نماينده » .