تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير گازر ( جلاء الأذهان وجلاء الأحزان ) ( فارسى ) — صفحة 169

مساهمون:

ص١٦٩
با حجّتهاى روشن و كتابها تا بيان كنند براى مردمان مصالح و مفاسد ايشان و فرستاديم به تو قرآن را تا بيان كنى براى مردمان آنچه فرو فرستاده‌اند بايشان از اوامر و نواهى كه قرآنست و تا باشد كه انديشه كنند و بدانند .

[ سوره النحل ( 16 ) : آيات 45 تا 47 ]

أَ فَأَمِنَ الَّذِينَ مَكَرُوا السَّيِّئاتِ أَنْ يَخْسِفَ اللَّهُ بِهِمُ الْأَرْضَ أَوْ يَأْتِيَهُمُ الْعَذابُ مِنْ حَيْثُ لا يَشْعُرُونَ ( 45 ) أَوْ يَأْخُذَهُمْ فِي تَقَلُّبِهِمْ فَما هُمْ بِمُعْجِزِينَ ( 46 ) أَوْ يَأْخُذَهُمْ عَلى تَخَوُّفٍ فَإِنَّ رَبَّكُمْ لَرَؤُفٌ رَحِيمٌ ( 47 ) آيا ايمن شدند آنان كه بدى كردند و بديها انديشيدند در حقّ رسول خداى و مؤمنان ؛ و ايشان كافران مكّه بودند ايمن شدند از آنكه خداى ايشان را خسف كند و به زمين فرو برد « 1 » چنان كه قارون را به زمين فرو برد ، يا عذاب بايشان آيد از آنجا كه ايشان ندانند و از وى خبر ندارند ، يا ايمن شدند از آنكه بگيرد ايشان را در وا گشتن « 2 » و آمد و شد كردن ايشان در راهها و سفرها و پشته‌ها و رودها ، و ايشان خداى را عاجز نتوانند كرد و بر وى سبق نتوانند گرفت ، يا نمىترسند كه بگيرد ايشان را خداى بر خوف و ترس چنان كه گروهى را به عذاب بگيرد و گروهى را رها كند تا بترسند از عذاب هلاك‌شدگان ؛ و گويند : مبادا كه مثل آن بما رسد . و گفته‌اند كه : مراد به [ تخوّف ] تنقّص است يعنى ناقص ميگرداند چيزى بعد از چيزى در نفس و مال ايشان تا همه هلاك شوند . آنگه گفت : خداى شما آمرزنده و مهربان است بعقاب تعجيل نكند مهلت دهد تا باشد كه انديشه كنند و به راه حق باز آيند .

[ سوره النحل ( 16 ) : آيات 48 تا 50 ]

أَ وَ لَمْ يَرَوْا إِلى ما خَلَقَ اللَّهُ مِنْ شَيْءٍ يَتَفَيَّؤُا ظِلالُهُ عَنِ الْيَمِينِ وَ الشَّمائِلِ سُجَّداً لِلَّهِ وَ هُمْ داخِرُونَ ( 48 ) وَ لِلَّهِ يَسْجُدُ ما فِي السَّماواتِ وَ ما فِي الْأَرْضِ مِنْ دابَّةٍ وَ الْمَلائِكَةُ وَ هُمْ لا يَسْتَكْبِرُونَ ( 49 ) يَخافُونَ رَبَّهُمْ مِنْ فَوْقِهِمْ وَ يَفْعَلُونَ ما يُؤْمَرُونَ ( 50 )
هامش
( 1 ) - ابو الفتوح ( ره ) گفته : «[ أَنْ يَخْسِفَ اللَّهُ بِهِمُ الْأَرْضَ ]كه خداى تعالى زمين فرو برد بايشان و گفته‌اند : اين از مقلوب است يعنى ايشان را به زمين فرو برد و اين در تازى راست است در پارسى مقلوب مينمايد براى آنكه در مفعول اول باء درآمده است يقال ؛ خسفت عنه اذا غارت خسفا ، و خسف القمر اذا اسودّ خسوفا ، و خسف اللّه بهم الارض » . ( 2 ) - در دو نسخهء نسبة قابل اعتماد : « در فاوا گشتن » .