آن كافران كه فريشتگان جان ايشان بردارند و ايشان ظالمان نفس خود باشند گردن بنهند مرگ را و ذليل و خوار شوند و با مرگ حيلتى و چارهء ندارند جز آنكه ايشان را مؤاخذه و مطالبه كنند بر كردار بد ايشان گويند كه : ما هيچ بدى نكردهايم و كافر نبودهايم در دنيا و بيدادى نكردهايم كسانى كه خداوندان علم باشند از انبيا و اوصيا گويند : [ بلى ] آرى كردهايد و خداى عالم است به آنچه شما كرديد و گفتيد ، و جزا دهد شما را بر آنچه كردهايد
[ فَادْخُلُوا ]
پس خطاب آيد ايشان را كه : درشويد در درهاى دوزخ و در او خالد و جاويد باشيد ، و بد جائيست دوزخ جبّاران و متكبّران را .
چون ذكر كافران و حكايت ايشان كرد در عقب آن ذكر مؤمنان كرد تا هر دو جانب ترهيب و ترغيب رعايت كرده باشد و گفت :
[ وَ قِيلَ لِلَّذِينَ اتَّقَوْا ]
چون پرسند مؤمنان و پرهيزگاران را كه : چه چيز فرستاده است خداى شما ؟ - جواب دهند و گويند : خير و نيكوئى فرستاده است خير دين و دنيا ، آنگه گفت :
[ لِلَّذِينَ أَحْسَنُوا ]
كسانى را كه درين دنيا احسان كرده باشند ايشان را در دنيا و آخرت احسان و نيكوئى باشد أمّا نيكوئى سراى آخرت بهتر باشد و نيكوتر براى آنكه باقى و دايم باشد و نيكو سراى است متّقيان را و پرهيزگاران را بهشتهاى مقام و سراهاى دايم كه در آنجا روند و جاويد باشند بوستانهائى كه در زير درختهاى آن جويهاى آب روان باشد و ايشان را باشد در آنجا آنچه دلهاى ايشان خواهد
[ كَذلِكَ يَجْزِي اللَّهُ ]
همچنين جزا و پاداشت دهد خداى تعالى پرهيزگاران را .
آنگه صفت پرهيزگاران كرد و گفت :
[ الَّذِينَ ]
آنان كه فريشتگان جان ايشان بردارند و ايشان خوشدل و راضى باشند و پاك از كفر و معاصى فريشتگان ايشان را گويند : سلام عليكم ؛ سلام بر شما باد . محمّد بن كعب القرظى « 1 » گفت : چون جان مؤمن بحنجره رسد و كار
هامش
( 1 ) - خزرجى در خلاصهء تذهيب الكمال گفته : « محمّد بن كعب القرظىّ المدنىّ ثمّ الكوفىّ أحد العلماء عن أبى الدرداء مرسلا و عن فضالة بن عبيد و عائشة و أبى هريرة و عنه ابن المنكدر و يزيد بن الهناد و الحكم بن عتيبة قال ابن عون : ما رأيت أحدا أعلم بتأويل القرآن من القرظىّ ، و قال ابن سعد : كان ثقة ورعا كثير الحديث ، قيل : مات سنة تسع عشرة و مائة و قيل : سنه عشرين » .