وزرها و وزر من عمل بها الى يوم القيامة من غير أن ينقص من وزره شىء ؛ هر كه او سنّتى بد نهد وزر و و بال آن بر او باشد ، و وزر و و بال آنكس كه بدان عمل كند تا روز قيامت ؛ بىآنكه از عقوبت وى چيزى بكاهند
[ أَلا ساءَ ما
« 1 »
يَزِرُونَ ]
اى بد چيزيست و تباه كاريست آنچه ايشان در آنند از برداشتن گناهان ايشان بواسطهء إضلال .
[ سوره النحل ( 16 ) : آيات 26 تا 27 ]
قَدْ مَكَرَ الَّذِينَ مِنْ قَبْلِهِمْ فَأَتَى اللَّهُ بُنْيانَهُمْ مِنَ الْقَواعِدِ فَخَرَّ عَلَيْهِمُ السَّقْفُ مِنْ فَوْقِهِمْ وَ أَتاهُمُ الْعَذابُ مِنْ حَيْثُ لا يَشْعُرُونَ ( 26 ) ثُمَّ يَوْمَ الْقِيامَةِ يُخْزِيهِمْ وَ يَقُولُ أَيْنَ شُرَكائِيَ الَّذِينَ كُنْتُمْ تُشَاقُّونَ فِيهِمْ قالَ الَّذِينَ أُوتُوا الْعِلْمَ إِنَّ الْخِزْيَ الْيَوْمَ وَ السُّوءَ عَلَى الْكافِرِينَ ( 27 )
بدرستى كه مكر كردند آن كافران كه پيش از ايشان بودند با پيغمبرانى كه خداى بايشان فرستاد پس خداى يعنى امر و فرمان وى ببناهاى ايشان آمد از جهت بنياد و قاعدهء آن يعنى بنياد و ديوار خراب كرد تا سقف و آسمانهء « 2 » خانه بر سر ايشان افتاد و عذاب خداى تعالى بايشان آمد از آنجا كه ندانستند و گمان نبردند و فايدهء
[ مِنْ فَوْقِهِمْ ]
آنست كه « 3 » سقف بيفتاد و ايشان در زير آن بودند براى آنكه روا باشد كه سقف فرود آيد و كس در زير آن نباشد و اين چنانست كه يكى از ما گويد « خرب علىّ دارى » و اگر چه او در زير آن نباشد معنى اين باشد كه فسد علىّ ، و شايد كه [ على ] بمعنى
هامش
( 1 ) - ابو الفتوح ( ره ) گفته : « [ ما ] نكرهء موصوفه است و المعنى و التقدير بئس شيئا ؛ اى بئس الشىء شيئا يحملونه » .
( 2 ) - در برهان قاطع گفته : « آسمانه بر وزن آستانه سقف خانه را گويند » .
( 3 ) - ابو الفتوح ( ره ) گفته : « سؤال كردند از مطاعن قرآن و گفتند : چون بگفت :[ فَخَرَّ عَلَيْهِمُ السَّقْفُ ]آسمانه بر ايشان فرود افتاد[ مِنْ فَوْقِهِمْ ]گفتن را چه فايده باشد ؟
چه آسمانهء خانه جز از جهت فوق نباشد پس اين چون حشو است كه در تحت او معنئى نيست ؟ - گوئيم از اين چند جواب گفتند اهل توحيد ؛ يكى آنكه فائدهء[ مِنْ فَوْقِهِمْ ]آنست كه سقف فرود آمد و ايشان در زير آن بودند براى اينكه روا باشد كه سقف فرود آيد و ايشان در زير آن نباشند چنان كه يكى از ما گويد : خرب علىّ دارى ؛ و اگرچه در زير آن نباشد بمعنى : فسد علىّ ؛ پس اين فايدهء بزرگ باشد و معنئى كه اگر اين لفظ نبودى مفهوم نگشتى و وجه دگر آنكه ( تا آخر عبارت او ) » .