تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير گازر ( جلاء الأذهان وجلاء الأحزان ) ( فارسى ) — صفحة 150

مساهمون:

ص١٥٠
و مردمان به او چنان‌اند كه كسى كه شاكّ بود يعنى كه عمل آنان نمىكنند كه مرگ را بيقين دانند . راوى خبر گويد كه : عثمان مظعون « 1 » را وفات رسيد ما او را تجهيز كرديم و رسول صلّى اللّه عليه و آله و سلّم درآمد من گفتم : رحمت خداى بر تو باد اى عثمان مظعون كه خداى ترا اكرام كرد بقدوم مبارك رسول صلّى اللّه عليه و آله و سلّم ، رسول گفت : تو چه دانى كه خداى با وى چه خواهد كردن ؟ ما گفتيم : چگونه بايد گفت يا رسول اللّه ؟ - گفت : أمّا هذا فقد جاءه اليقين ؛ امّا اين را يقين بوى آمد يعنى مرگ و اللّه إنّى لأرجو له الخير ؛ بخداى كه من براى وى خير اميد ميدارم . آنگه گفت : من مات على خير عمله فارجوا له خيرا ؛ و من مات على شرّ عمله فخافوا عليه و لا تيأسوا ؛ هر كه بر عمل خير بميرد براى او اميد خير داريد ، و هر كه بر عمل بد بميرد بترسيد بر وى و نااميد مشويد . در خبرست كه چون اين آيت آمد رسول صلّى اللّه عليه و آله و سلّم گفت : مرا نفرموده‌اند كه : مال جمع كن و از جملهء تاجران باش ؛ مرا فرموده‌اند كه : تسبيح كن به حمد خداى خود و از جملهء ساجدان باش و خدايت را پرست تا مرگ به تو آمدن .
هامش
( 1 ) - طريحى ( ره ) در مجمع البحرين در مادّه [ ظعن ] گفته : «[ يَوْمَ ظَعْنِكُمْ ]اى سيركم و ارتحالكم ؛ يقال : ظعن ظعنا و ظعنا بالاسكان و التّحريك من باب نفع اى سار و ارتحل ؛ و قرىء بهما قوله تعالى[ يَوْمَ ظَعْنِكُمْ ]و الاسم [ ظعن ] بفتحتين و يتعدّى بالهمزة و الحرف فيقال : أظعنته و ظعنت به و الفاعل ظاعن و المفعول مظعون به و لكن حذفت الصلة لكثرة الاستعمال . و عثمان بن مظعون قرشىّ قديم الاسلام أسلم بعد ثلاثة عشر رجلا هاجر الهجرتين و شهد بدرا و كان رضى اللّه عنه ممّن حرّم الخمر فى الجاهليّة و قال : أ أشرب ما يضحك بى من دونى ، قيل : هو اوّل من دفن بالبقيع و أوّل من مات من المهاجرين بالمدينة و أوّل من تبعه من أهل النبىّ ابراهيم بن النبىّ و كان من زهّاد الصحّابة و أعيانها . حكى أنّ رسول اللّه ( ص ) أمر به وضع جنازته عن أكتاف المشيّعين و قبّله مرارا و نزل الى قبره و لحده بيده ثمّ سوّى قبره ( تا آخر كلام او ) » . نگارنده گويد : از معاملهء حضرت پيغمبر ( ص ) با اين صحابى بزرگ چنان كه از مطاوى اخبار و تراجم برميآيد معلوم مىشود كه وى مقام منيعى داشته و خلوص تامّى در اعمال خود به كار ميبرده است از اين جهت پيش خدا و رسولش بسيار پسنديده و مرضىّ بوده است ؛ هر كه طالب آن موارد باشد خود بموارد آن مراجعه فرمايد .