تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير گازر ( جلاء الأذهان وجلاء الأحزان ) ( فارسى ) — صفحة 146

مساهمون:

ص١٤٦
آيت بخواند پس گفت : اندوهگن مشو بر ايشان اگر ايمان نيارند
[ وَ اخْفِضْ جَناحَكَ ]
تواضع كن و فروتنى نماى مؤمنان را و بگوى كه : منم آن ترسانندهء بيان كننده . در خبرست كه يك روز عبد اللّه مسعود بدر حجرهء رسول صلّى اللّه عليه و آله و سلّم آمد و در بزد رسول صلّى اللّه عليه و آله و سلّم گفت : من على الباب ؟ كيست بر در ؟ - گفت : انا يا رسول اللّه ، منم اى رسول خداى ، رسول در بگشاد و بيرون آمد بخشم و ميگفت : أنا ؟ أنا ؟ و هل لمخلوق يقول : أنا ؟ ! چون عبد اللّه اثر خشم بر رسول بديد گفت : يا رسول اللّه چه گناه كرده‌ام ؟ - گفت : يابن مسعود ندانى كه هيچ مخلوقى را نرسد كه گويد : أنا ، گفت : يا رسول اللّه توبه كردم كه هرگز نگويم چون او اين ادب نگاه داشت حقّ تعالى گفت : اين همه جهان را حرام است جز ترا بگوى بر اطلاق : إنّى أنا النذير المبين ؛ من بيم كنندهء روشن گرداننده .
[ كَما أَنْزَلْنا عَلَى الْمُقْتَسِمِينَ . الَّذِينَ جَعَلُوا الْقُرْآنَ عِضِينَ فَوَ رَبِّكَ لَنَسْئَلَنَّهُمْ أَجْمَعِينَ ]
من شما را از عذابى ميترسانم كه بشما فرود آيد چنان كه عذاب فرستاديم مقتسمان و قسمت كنندگان را ؛ عبد اللّه عبّاس گفت : جهودان و ترسايان‌اند كه قرآن را قسمت كردند ببعضى ايمان آوردند و ببعضى كافر شدند ، و گفتند : نؤمن ببعض و نكفر ببعض . عكرمه گفت كه : كافران قريش بودند كه قرآن را بر سبيل استهزا قسمت ميكردند يكى ميگفت : اين سوره مراست ، و ديگرى ميگفت : اين سوره مراست ، و ديگرى ميگفت : اين سوره مراست ، مقاتل گفت : شانزده مرد بودند كه وليد مغيره ايّام موسم حجّ ايشان را بفرستاد تا راههاى مكّه بپخشيدند و هر يكى بر راهى نشستند تا چون حاجّ روى بمكّه نهادند ميگفتند : نگر تا دعوت اين مرد كه از ميان ما بيرون آمده است قبول نكنى و زنهار نبايد كه شما را بفريبد و به دو فريفته شويد يكى گفتى كه : او ساحر است ، و يكى گفتى كه : شاعر است ، و يكى گفتى كه : كاهن است و وليد مغيره بر در مسجد نشسته چون او را پرسيدندى او گفتى كه : او چنانست كه ايشان ميگويند ، خداى تعالى ايشان را روز بدر هلاك كرد .
[ الَّذِينَ ]
آن كسانى كه قرآن را مبعّض و مجزّا كردند و گفته‌اند كه : معنى اينست كه قرآن را نسبت با دروغ كردند و [ عضه ] دروغ و بهتان