قدمى خداى تعالى شما را حسنتى ميفرمايد ايشان خوشدل شدند .
[ إِنَّ رَبَّكَ ]
بدرستى كه خداى تو حشر كند ايشان را و او حكيمى داناست هر چه كند و فرمايد بحسب مصلحت باشد .
[ سوره الحجر ( 15 ) : آيات 26 تا 33 ]
وَ لَقَدْ خَلَقْنَا الْإِنْسانَ مِنْ صَلْصالٍ مِنْ حَمَإٍ مَسْنُونٍ ( 26 ) وَ الْجَانَّ خَلَقْناهُ مِنْ قَبْلُ مِنْ نارِ السَّمُومِ ( 27 ) وَ إِذْ قالَ رَبُّكَ لِلْمَلائِكَةِ إِنِّي خالِقٌ بَشَراً مِنْ صَلْصالٍ مِنْ حَمَإٍ مَسْنُونٍ ( 28 ) فَإِذا سَوَّيْتُهُ وَ نَفَخْتُ فِيهِ مِنْ رُوحِي فَقَعُوا لَهُ ساجِدِينَ ( 29 ) فَسَجَدَ الْمَلائِكَةُ كُلُّهُمْ أَجْمَعُونَ ( 30 )
إِلاَّ إِبْلِيسَ أَبى أَنْ يَكُونَ مَعَ السَّاجِدِينَ ( 31 ) قالَ يا إِبْلِيسُ ما لَكَ أَلاَّ تَكُونَ مَعَ السَّاجِدِينَ ( 32 ) قالَ لَمْ أَكُنْ لِأَسْجُدَ لِبَشَرٍ خَلَقْتَهُ مِنْ صَلْصالٍ مِنْ حَمَإٍ مَسْنُونٍ ( 33 )
ما بيافريديم آدم را از گلى خشك شده كه چون دست بر او زنى آن را آوازى و صلصلهء باشد كه اين گل خشك شده از گل لوش « 1 » گشته و بوى بگرديده و سال خورده بود و جانّ را كه پدر جنّيانست مقاتل گفت : ابليس است ما او را بيافريديم پيش از آدم از آتشى كه آن را دود نباشد و صواعق از آن باشد و آن آتشيست ميان آسمان و زمين و از پيش آن حجاب است ، چون خداى تعالى عذابى فرمايد حجاب به درد و به زمين آيد و بسوزد آن را كه فرموده باشد ، و آن آواز كه پيش از آن شنوند از خرق حجاب باشد .
ضحّاك از عبد اللّه عبّاس روايت كرد كه : جانّ حيّى « 2 » است از أحياء فريشتگان .
ابن مسعود گفت كه : اين باد سموم كه مىبينى جزويست از هفتاد جزو سموم كه خداى تعالى گفت :
[ وَ الْجَانَّ خَلَقْناهُ مِنْ قَبْلُ مِنْ نارِ السَّمُومِ ]
و ياد كن اى محمّد چون گفت خداى تو فريشتگان را كه : من مىآفرينم بشرى را از گلى خشك كه آن گليست كه آن را لوش خوانند بوى بگردانيده پس آنگه كه وى را راست كرده باشم و بيافريده و از روح خود در وى دميدهاى فريشتگان به روى درآييد پيش وى بسجدهء تعظيم و اجلال ، پس
هامش
( 1 ) - در برهان قاطع گفته : « لوش بر وزن موش گل سياه و تيره كه در بن حوضها و تالابها بهم رسد » .
( 2 ) - در منتهى الارب گفته : حىّ بطن را گويند كه كم از قبيله است أحياء جمع » .