كه از آن در ، در روند از آنان كه متابعان ابليساند ضحّاك در اين آيت گفت : دوزخ را هفت درست و آن هفت در كه است بهرى بر بالاى بهرى ؛ در دركهء اوّل فاسقان اهل توحيد باشند بر اندازهء گناه ايشان را عقوبت كنند آنگه بيرون آيند ، و در دركهء دوّم جهودان باشند ، و در سيّم ترسايان ، و در چهارم صابيان ، و در پنجم گبران ، و در ششم مشركان عرب ، و در هفتم منافقان باشند چنان كه گفت :
إِنَّ الْمُنافِقِينَ فِي الدَّرْكِ الْأَسْفَلِ مِنَ النَّارِ .
در خبرست كه رسول صلّى اللّه عليه و آله و سلّم در مسجد نماز ميكرد تنها ؛ زنى اعرابى ميگذشت رسول صلّى اللّه عليه و آله و سلّم را ديد در مسجد رفت و دو ركعت نماز در پس رسول بكرد ، رسول صلّى اللّه عليه و آله و سلّم ندانست كه كس در پس او نماز مىكند اين سوره برگرفت چون بدين آيت رسيد زن اعرابى نعرهء بزد و از هوش برفت رسول صلّى اللّه عليه و آله و سلّم سلام باز داد و گفت : آبى بياريد ، بياوردند و بر روى وى زدند باهوش آمد رسول صلّى اللّه عليه و آله و سلّم گفت : اى اعرابيّه ترا چه حالت است ؟ - گفت :
ميگذشتم تنها نماز ميكردى خواستم تا در پس تو دو ركعت نماز كنم ؛ يا رسول اللّه اينكه گفتى : و إنّ جهنّم لموعدهم أجمعين ، لها سبعة ابواب لكلّ باب منهم جزء مقسوم ، سخن خدايست يا سخن تو ؟ - گفت : سخن خدايست ، اعرابيّه گفت : واويلا هر عضوى از اعضاى من پخشيده خواهد بود بر هر درى از درهاى دوزخ ، رسول صلّى اللّه عليه و آله و سلّم گفت : خلقان را بر درى از درهاى دوزخ عذاب كنند بر قدر كردار ايشان ، گفت : يا رسول اللّه من زنى درويشم و مالى ندارم مگر هفت بنده ، ترا گواه گرفتم يا رسول اللّه كه همه را آزاد كردم هر يكى را براى درى از درهاى دوزخ ، جبرئيل آمد و گفت : يا رسول اللّه بشارت ده اعرابيّه را كه خداى تعالى درهاى دوزخ بر تو حرام كرد و درهاى بهشت را بر روى تو بگشاد .
[ سوره الحجر ( 15 ) : آيات 45 تا 50 ]
إِنَّ الْمُتَّقِينَ فِي جَنَّاتٍ وَ عُيُونٍ ( 45 ) ادْخُلُوها بِسَلامٍ آمِنِينَ ( 46 ) وَ نَزَعْنا ما فِي صُدُورِهِمْ مِنْ غِلٍّ إِخْواناً عَلى سُرُرٍ مُتَقابِلِينَ ( 47 ) لا يَمَسُّهُمْ فِيها نَصَبٌ وَ ما هُمْ مِنْها بِمُخْرَجِينَ ( 48 ) نَبِّئْ عِبادِي أَنِّي أَنَا الْغَفُورُ الرَّحِيمُ ( 49 )
وَ أَنَّ عَذابِي هُوَ الْعَذابُ الْأَلِيمُ ( 50 )
حقّ تعالى چون ذكر دوزخ كرد و وعيد او ذكر بهشت كرد و نعيم او ؛ گفت :
متّقيان و پرهيزگاران و خداى ترسان در بهشتهائى باشند و چشمههائى از مى و آب