تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير گازر ( جلاء الأذهان وجلاء الأحزان ) ( فارسى ) — صفحة 128

مساهمون:

ص١٢٨
تا گواهى دهند ترا بصدق و ما را به عذاب و هلاك اگر تو از جملهء راستگويانى ، حقّ تعالى جواب داد و گفت : ما فريشتگان را نفرستيم مگر بحقّ و حكمت و ايشان جز بأمر حقّ تعالى فرو نيايند و اگر فريشتگان را نفرستيم مگر بحقّ و حكمت و ايشان جز بأمر حقّ تعالى فرو نيايند و اگر ما فريشتگان را فرستيم ايشان را در هلاك هيچ مهلت نباشد براى آنكه چون فريشتگان را معاينه ببينند ملجأ شوند و چون ملجأ شوند تكليف از ايشان ساقط شود آنگه وقت هلاك ايشان بود و مهلتشان ندهند .
[ إِنَّا نَحْنُ نَزَّلْنَا الذِّكْرَ ]
بدرستى كه ما فرو فرستاديم قرآن را و ما حافظ و نگاهدارندهء آنيم از زيادت و نقصان و زوال و بطلان چنان كه گفت : لا يأتيه الباطل من بين يديه و من خلفه . و گفته‌اند : ما نگاه داريم او را تا دامن قيامت براى آنكه حجّت همهء مكلّفان است و گفته‌اند كه : ما نگاه داريم او را تا دامن قيامت براى آنكه حجّت همهء مكلّفان است و گفته‌اند كه : ضمير در [ له ] راجع است با رسول يعنى رسول را نگاه داريم از دست كافران و مشركان و بيدينان ، نظيرش :
وَ اللَّهُ يَعْصِمُكَ مِنَ النَّاسِ
[ أَرْسَلْنا ]
بدرستيكه ما فرستاديم از پيش تو رسولان را در أمّتان پيشين و گروهان گذشته و به آن أمّتان هيچ رسولى و پيغمبرى نيامد إلّا كه به او استهزا كردند و افسوس داشتند اگر با تو نيز افسوس كنند چه عجب باشد ما همچنين بگذرانيم قرآن را « 1 » و در بريم در دلهاى اين گناهكاران و كافران يعنى ما حديث قرآن را و انديشهء آن را در دل ايشان افكنيم و بايشان رسانيم در حالى كه تكذيب او كنند و براستش ندارند تا حجّت بر ايشان لازم شود و مستحّق عذاب گردند چنان كه با امّت سلف كرديم و نشايد كه اين [ سلك ] بمعنى خلق كفر باشد در دلهاى ايشان ؛ براى آنكه
[ لا يُؤْمِنُونَ بِهِ ]
نفى ايمان حوالت با ايشان كرد و اضافت با ايشان ، و مورد اين لفظ مورد ملامت و مذمّت است و اگر خلق كفر وى كردى بايستى كه ايشان معذور بودندى نه ملوم
[ وَ قَدْ خَلَتْ ]
و حال آنست كه سنّت و طريقهء پيشينيان بدين گذشته است كه چون ايشان بر كفر اصرار كردندى بعد ظهور آيات و اعلام معجزات ما ايشان را هلاك كرديمى .
هامش
( 1 ) - ابو الفتوح ( ره ) گفته : « [ سلوك ] لازم باشد و [ سلك ] متعدّى ؛ يقال : سلك فلان الطريق و سلكته أنا ؛ و فرق ميان ايشان بمصدر باشد چنان كه گفتيم ، و مراد به [ سلك ] ادخال است على تأويل الاحضار بالقلب تا بدل ايشان بگذرانيم يا در دلشان افكنيم » .