تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير گازر ( جلاء الأذهان وجلاء الأحزان ) ( فارسى ) — صفحة 125

مساهمون:

ص١٢٥
گرداند و آسمان را زر ، و بروايت ديگر « 1 » از ابن عبّاس زمين همين زمين باشد پشته‌ها و كوههاى آن بدل كنند ؛ بيانش قوله تعالى
وَ يَسْئَلُونَكَ عَنِ الْجِبالِ فَقُلْ يَنْسِفُها رَبِّي نَسْفاً ، فَيَذَرُها قاعاً صَفْصَفاً ، لا تَرى فِيها عِوَجاً وَ لا أَمْتاً
؛ و گفته‌اند كه : مكان خلقان و مواضع ايشان از زمين بدل كنند گروهى را به زمين بهشت برند و گروهى را به زمين دوزخ
[ وَ السَّماواتُ ]
يعنى آسمانها بدل كنند « 2 » و تبديل آسمان بانتشار كواكب و تكوير آفتاب و خسوف قمر و انفطار و انشقاق آسمان باشد كه قرآن بجمله ناطق است .
[ وَ بَرَزُوا لِلَّهِ ]
و خلقان بيرون آيند از گورها براى خداى يعنى براى عرض بر خداى تعالى و محاسبه باوى ، و براى ثواب و عقاب خداى كه يكيست بىمثل و بىمانند قهّار و مسلّط ، و در آن روز بينى تو مجرمان را و گناهكاران را
[ مُقَرَّنِينَ
« 3 »
فِي الْأَصْفادِ ]
دستها با گردن بسته در بندها با هم ؛ هر يكى از ايشان را با قرينى بهم باز بسته
[ سَرابِيلُهُمْ ]
پيراهنهاى ايشان از قطران باشد و
[ قَطِرانٍ ]
روغنى است كه در اشتر گرگين « 4 » مالند و ميرسد آتش به روى ايشان كه شريفترين اعضاست و مىسوزاند آن را
[ لِيَجْزِيَ اللَّهُ ]
تا خداى تعالى جزا دهد هر تنى را به آنچه كرده باشد و خداى تعالى زود حسابست
[ هذا بَلاغٌ ]
اين قرآن بلاغى « 5 » و كفافى هست كه مردمان را بسنده و كافى است ؛ تا نصيحت كنند يكديگر را و بيم كنند به آن ، و بدانند كه او خدائى است بىمثل و مانند ، و تا متّعظ شوند به او خداوندان خردها .
هامش
( 1 ) - نصّ عبارت ابو الفتوح ( ره ) نسبت به اين قول اين است : « عبد اللّه عبّاس گفت : زمين همان باشد آكام و اهام و جبال و بلندى كوههاى او بدل كنند چنان كه شاعر گفت :فما النّاس بالنّاس الّذين عهدتهم * و لا الدّار بالدّار التى اعرف ». ( 2 ) - ابو الفتوح ( ره ) گفته : «[ وَ السَّماواتُ ]تقدير آنست : و تبدّل السماوات غير السماوات و ليكن براى دلالت كلام بر او بيفكند » . ( 3 ) - ابو الفتوح ( ره ) گفته : « گويند قرنت الشىء بالشيء و قرنت بينها اى جمعت بينهما و التقرين تكثير الفعل منه » . ( 4 ) - در برهان قاطع گفته : « گر بفتح گاف فارسى و سكون راء نام جوششى است مشهور كه به عربى جرب گويند و گرگين بفتح اول شخصى را گويند كه صاحب گر باشد يعنى جرب داشته باشد چه گين بمعنى صاحب هم آمده است » . ( 5 ) - مولى فتح اللّه ( ره ) در منهج الصادقين گفته : « حق تعالى به اين بلاغ سه فايده ذكر كرده و اين غايت حكمت است در انزال كتب يكى تكميل رسل مردمان را دوم استكمال ايشان بقوّهء نظريّه كه منتهاى كمال آن توحيد است سيّم استصلاح قوّت عمليّه كه آن تدرّع است به لباس تقوى ؛ جعلنا اللّه من الفائزين بها .