تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير گازر ( جلاء الأذهان وجلاء الأحزان ) ( فارسى ) — صفحة 123

مساهمون:

ص١٢٣
بزوال كوه زوال أمر رسول است و زوال قرآن يعنى اين هر دو در ثبات و دوام چون كوه‌اند بمكر هيچ ماكرى و حيلت هيچ محتالى زايل نشوند و شايد كه [ ان ] نافيه باشد و معنى چنين بود كه : مكر ايشان تا بغايتى بود در بزرگى و سختى كه كوهها نزديك بود كه از جاى خود بروند و زايل گردند .

[ سوره إبراهيم ( 14 ) : آيات 47 تا 52 ]

فَلا تَحْسَبَنَّ اللَّهَ مُخْلِفَ وَعْدِهِ رُسُلَهُ إِنَّ اللَّهَ عَزِيزٌ ذُو انتِقامٍ ( 47 ) يَوْمَ تُبَدَّلُ الْأَرْضُ غَيْرَ الْأَرْضِ وَ السَّماواتُ وَ بَرَزُوا لِلَّهِ الْواحِدِ الْقَهَّارِ ( 48 ) وَ تَرَى الْمُجْرِمِينَ يَوْمَئِذٍ مُقَرَّنِينَ فِي الْأَصْفادِ ( 49 ) سَرابِيلُهُمْ مِنْ قَطِرانٍ وَ تَغْشى وُجُوهَهُمُ النَّارُ ( 50 ) لِيَجْزِيَ اللَّهُ كُلَّ نَفْسٍ ما كَسَبَتْ إِنَّ اللَّهَ سَرِيعُ الْحِسابِ ( 51 ) هذا بَلاغٌ لِلنَّاسِ وَ لِيُنْذَرُوا بِهِ وَ لِيَعْلَمُوا أَنَّما هُوَ إِلهٌ واحِدٌ وَ لِيَذَّكَّرَ أُولُوا الْأَلْبابِ ( 52 ) حقّ تعالى ذكر آن كافران كرد كه مكر كردند ، در بعضى از تفاسير آورده‌اند از امير المؤمنين على عليه السلام و جمعى مفسّران كه : مراد به اين مكر ، مكر نمرود است كه خداى تعالى بدان مثل زد و آن چنان بود كه ابراهيم عليه السلام او را دعوت كرد با خداى تعالى ، او گفت : من خداى زمينم و نميدانم كه در آسمان خدائى هست يا نه ؟ بروم تا بنگرم تا اين خداى آسمان كه تو ميگوئى چيست ؟ آنگه بفرمود تا چهار كركس بچّه بگرفتند ايشان را بپروردند و گوشت ميدادند تا قوى گشتند آنگه تابوتى بساخت به دو در يكى از بالا و يكى از نشيب و در آن تابوت نشست و ديگرى را با خود در آنجا نشاند و عصائى را پارهء گوشت بر سر كرد و از بالاى آن تابوت ببست چنان كه كركسان