بدان گوشت مينگريدند و بطمع آن گوشت بجانب بالا مىپريدند چون نيك در هوا رفتند نمرود صاحب خود را گفت : در بگشاى از بالا تا چه مىبينى ؛ به آسمان نزديك شديم يا نه ؟ - در بگشاد گفت : آسمان هم آنجاست كه بود و هيچ اثر نكرده است اين رفتن ما ؛ گفت : در زير بگشاى و بنگر تا از زمين چه قدر دور افتاديم ؟ در بگشاد و فرو نگريد گفت : زمين مانند دريائى سپيد مىبينم و كوهها مانند دود سياه ، گفت : رها كن تا برويم ، درها فرو كردند و كركسان مىپريدند تا چندانى بپريدند كه باد منع كرد ايشان را از پريدن ، گفت : درها بگشاى و بنگر ، در بالا بگشاد و بنگريد گفت : آسمان همچنان مينمايد كه از زمين مينمود ، و در زير بگشود و بنگريد گفت :
زمين همچنان مينمايد كه دود سياه ، آوازى شنيد كه : أيّها الطّاغية أين تريد ؟ - اى طاغى كجا ميروى ؟ عكرمه گفت : با او غلامى بود وى را گفت : تير بينداز ؛ بينداخت تير خون آلود باز پس آمد گفت : كفيت أمر السّماء ؛ كار آسمان . مرا كفايت شد ، گفتند :
تير در ماهيى آمد در دريائى از درياهاى آسمان و گفتند : در مرغى آمد كه در هوا بود ، آنگه نمرود بفرمود تا غلام عصا باژگونه كرد تا كركسان سر به زير نهادند .
حق تعالى اين كس را صفت كرده به آنكه مكر او بحدّيست كه كوه از او زايل شود آنگه خداى تعالى با رسول خطاب كرد و گفت : مپندار كه خداى تعالى وعدهء كه داده باشد پيغمبران خلاف كند از فتح مكّه و ظفر و نصرت دادن او بر كافران
[ إِنَّ اللَّهَ عَزِيزٌ ]
بدرستى كه خداى تعالى عزيز است و غالب و خداوند انتقام و كينه كشيدن است ؛ از ظالمان كينه كشد روزى كه زمين بدل كرده شود بزمينى غير اين زمين .
تا تبديل زمين چگونه باشد ؟
خلاف كردهاند بعضى گفتهاند : با صورتى و شكلى ديگر گردانند ، عبد اللّه عبّاس و عبد اللّه مسعود و مجاهد گفتند : اين زمين را بزمينى از سيم سفيد بدل كنند كه بر او گناه نكرده باشند .
و از امير المؤمنين على عليه السلام روايت كردهاند كه : خداى تعالى زمين را سيم