تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير گازر ( جلاء الأذهان وجلاء الأحزان ) ( فارسى ) — صفحة 122

مساهمون:

ص١٢٢
ايشان يعنى چشم بر هم نزنند
[ وَ أَفْئِدَتُهُمْ هَواءٌ ]
و دلهاى ايشان خالى بود از همه چيزها چون هوا كه درو چيزى جاى نگيرد
[ وَ أَنْذِرِ النَّاسَ ]
و بترسان مردمان را اى محمّد از روزى « 1 » كه عذاب بايشان آيد ايشان كه ظالمان‌اند گويند : بار خدايا تأخير كن و باز پس دار ما را تا بوقتى نزديك يعنى ما را به دنيا برو در دنيا مهلت ده تا ما اجابت كنيم دعوت ترا و متابعت پيغمبران كنيم ؛ ايشان را بر سبيل توبيخ و ملامت گويند : نه شما سوگند خورده بوديد پيش از اين كه شما را زوال نخواهد بود و هميشه در دنيا خواهيد بود و آيت دليل است بر آنكه أهل آخرت مكلّف نباشند كه اگر مكلّف بودندى ايشان را احتياج آن نبودى كه گفتندى : ما را با دنيا فرست تا توبه كنيم و عمل صالح ؛ هم آنجا توبه كردندى و به مقصود رسيدندى .
[ وَ سَكَنْتُمْ ]
و ساكن شديد در خانه‌هاى كسانى كه بر نفس خود ستم كردند و روشن شد و ظاهر گشت شما را كه با ايشان چگونه كرديم « 2 » از عذاب كردن ، و براى شما مثل زديم بايشان تا شما را اعتبار باشد ، آن كافران مكر خود كردند و آنچه توانستند تقصير نكردند و بنزديك خداى است جزاى مكر ايشان يا إبطال مكر ايشان
[ وَ إِنْ كانَ مَكْرُهُمْ ]
و نبود مكر ايشان تا آنجا كه كوهها از سبب آن از مقام خود زايل شوند « 3 » و مراد
هامش
( 1 ) - ابو الفتوح ( ره ) گفته : « و نصب [ يوم ] بر مفعول دوم [ أنذر ] است نه بر ظرف » . ( 2 ) - ابو الفتوح ( ره ) گفته : « و قوله[ كَيْفَ فَعَلْنا بِهِمْ ]در جاى فاعل [ تبيّن ] است اى و تبيّن لهم كيفيّة عذابهم » . ( 3 ) - ابو الفتوح ( ره ) گفته : «[ وَ إِنْ كانَ مَكْرُهُمْ لِتَزُولَ ]قرائت عامّه بكسر لام اوّل است و نصب لام دوم و [ ان ] بمعنى ماء نفى است و المعنى ما كان مكرهم لتزول منه الجبال مثل قوله : ما كان اللّه ليذر المؤمنين ، و ما كان اللّه ليعذّبهم يعنى مكر ايشان به آن جا نباشد كه كوهها از او زايل شود و مراد بزوال كوه زوال امر رسول است و زوال قرآن ، و اين كنايت است از اين دوگانه يعنى مكر ايشان به جائى نرسد كه كارى بزايل كند كه در ثبات و دوام چون كوه است كه بمكر هيچ ماكر و حيلت هيچ محتال زايل نشود . و كسائى و ابن جريج خواندند [ لتزول ] بفتح لام اوّل و رفع لام دوم ، بر اين قرائت [ ان ] مخفّفه باشد از ثقيله و معنى آن بود كه انّ مكرهم او و انّه كان مكرهم لتزول منه الجبال ، و اين لام آنست كه با ان مخفّفه بيك جاى باشد كقولهوَ إِنْ كانَتْ لَكَبِيرَةًو كقولهوَ إِنَّها لَكَبِيرَةٌجز كه با مخفّفه لام لازم بود و با مثّقله جايز ؛ آنگه معنى آن باشد كه : مكر ايشان از شدّت و صعوبت بآنجاست كه كوهها از او زايل شود و اين بر سبيل استعظام و استصعاب مكر ايشان بود چنان كه گفت[ وَ مَكَرُوا مَكْراً كُبَّاراً ]و [ كبّار ] مبالغت باشد در كبير و مثله فى الاستعظام قوله تعالى : تكاد السماوات يتفطّرن منه و تنشقّ الارض و تخرّ الجبال هدّا ( تا آنكه گفته ) : و در شاذّ گفتند : امير - المؤمنين على و عبد اللّه مسعود و أبىّ خواندند[ وَ إِنْ كانَ مَكْرُهُمْ ]و اگرچه بنزديك آنست كه از مكر ايشان كوهها زايل شود » .
تفسير گازر ( جلاء الأذهان وجلاء الأحزان ) ( فارسى ) — صفحة 122 | مير جلال الدين حسينى ارموى (محدث) / أبو المحاسن الحسين بن الحسن الجرجاني / سيد جلال الدين حسينى ارموى (محدث)