عروس « 1 » در خوابگاه خود فذلك قوله :
يُثَبِّتُ اللَّهُ الَّذِينَ آمَنُوا بِالْقَوْلِ الثَّابِتِ فِي الْحَياةِ الدُّنْيا
، و اگر مرده كافر بود ناگاه « 2 » منكر و نكير بر وى درآيند و او را گويند :
من ربّك ؟ و من نبيّك ؟ و من امامك ؟ و ما دينك ؟ و ما كتابك ؟ - او گويد : لا أدرى ؛ نميدانم ، او را گويند : لا دريت و لا اهتديت ؛ يعنى مدانيا و راه ميابيا ، عشت عصيّا و متّ شقيّا ؛ تا زنده بودى عاصى بودى و چون به مردى شقى مردى ؛ نم نومة النّهوش « 3 » بخسب چنان كه مار گزيده بخسبد ، آنگه درى از درهاى دوزخ بر گور او گشايند و از آن مقمعهء آتش يكى بر سر او فرو كوبند چنان كه همهء گور او آتش فرو گيرد و او شهقهء بزند كه همهء حيوانات بشنوند مگر جنّ و إنس ، و هر چه بشنود او را لعنت كند « 4 » فذلك قوله تعالى :
[ وَ يُضِلُّ اللَّهُ الظَّالِمِينَ ]
و گمراه گرداند كافران و ستمكاران را و كند آنچه خواهد . ابو هريره گفت : مرده در گور آواز پاى « 5 » آنان كه از جنازهء او باز گردند بشنود ، اگر مرده مؤمن بود نماز او بر سر بالينش بود ، و زكات او بر راستش ، و روزهء او بر چپش ، و خيرات و احسان او با مردمان بر پائينش ، چون فريشتهء عذاب خواهد تا از قبل بالين او فراز آيد نماز راه ندهد . و از جانب راست بيايد زكات نگذارد ، و از جانب چپ روزه منع كند ، و چون به پائين رود أفعال خير وى راهش
هامش
( 1 ) - « عروس » در اينجا بمعنى داماد است ؛ در منتهى الارب گفته : « عروس بالفتح مرد و زن نوخواسته يكديگر را ؛ و فى المثل : كاد العروس أن يكون أميرا » .
( 2 ) - مراد آنست كه بدون اطّلاع و خبر يعنى چنان كه رومان بمؤمن خبر ميدهد بكافر خبر نميدهد و عبارت ابو الفتوح ( ره ) اين است : « و اگر مرده كافر بود خداى تعالى اين تلقين نفرمايد و آن فرشته را نفرستد ناگاه منكر و نكير درآيند » .
( 3 ) - كذا فى النسخ ليكن در كتب لغت بر وزن صبور بنظرم نرسيد و شايد « منهوش » باشد بسين مهمله و شين معجمه بمعنى گزيده شده از نهسته الحيّة و نهشته يعنى گزيد آن را بدندان پيش ؛ پس منهوش بمعنى مار گزيده تواند بود در اين صورت معنى درست و مطابق مثل « بات كما يبيت السليم » خواهد بود اعشى گويد : و بت كما بات السليم مسهّدا ، يعنى شب را بروز آورد چنان كه مار گزيده مىآورد و مورد مثل در مقام ابتلا بكثرت آزار و اذيّت و شدّت است .
( 4 ) - حديث ديگرى در تفسير ابو الفتوح ( ره ) قريب بمضمون همين حديث ياد شده است .
( 5 ) - در تفسير ابو الفتوح ( ره ) : « آواز نعل » و از عبارت متن بهتر است .