ابن عامر روايت كرد كه از رسول صلّى اللّه عليه و آله و سلّم شنيدم در حديث شفاعت كه عيسى عليه السلام در آن روز به من اشارت كند و گويد :
[ النَّبِيَّ الْأُمِّيَّ ] *
اين آن پيغمبر مكّيست كه من بوى بشارت دادم خداى تعالى مرا گويد : برخيز و شفاعت كن ، من برخيزم براى شفاعت ؛ از مجلس من بوى خوشى برآيد كه شنوندگان از آن خوشتر بوئى نشنيده باشند و شفاعت كنم ، خداى تعالى شفاعت من قبول كند و مرا نورى دهد از فرق تا قدم ، كافران گويند ابليس را كه : مؤمنان را شفيعى بديد « 1 » آمد شفاعت كرد و ايشان مشفّع « 2 » شدند ، و ما را جز تو كسى نيست برخيز براى ما شفاعت كن او برخيزد و از مجلس وى بوى گندى برآيد كه كس چنان گند نشنيده باشد آنگه ايشان را طعمهء دوزخ كنند عند آن حال ابليس گويد :
إِنَّ اللَّهَ وَعَدَكُمْ وَعْدَ الْحَقِّ
؛ الايه .
[ سوره إبراهيم ( 14 ) : آيات 23 تا 25 ]
وَ أُدْخِلَ الَّذِينَ آمَنُوا وَ عَمِلُوا الصَّالِحاتِ جَنَّاتٍ تَجْرِي مِنْ تَحْتِهَا الْأَنْهارُ خالِدِينَ فِيها بِإِذْنِ رَبِّهِمْ تَحِيَّتُهُمْ فِيها سَلامٌ ( 23 ) أَ لَمْ تَرَ كَيْفَ ضَرَبَ اللَّهُ مَثَلاً كَلِمَةً طَيِّبَةً كَشَجَرَةٍ طَيِّبَةٍ أَصْلُها ثابِتٌ وَ فَرْعُها فِي السَّماءِ ( 24 ) تُؤْتِي أُكُلَها كُلَّ حِينٍ بِإِذْنِ رَبِّها وَ يَضْرِبُ اللَّهُ الْأَمْثالَ لِلنَّاسِ لَعَلَّهُمْ يَتَذَكَّرُونَ ( 25 )
أمّا مؤمنانى كه عمل صالح كنند روز قيامت ايشان را در بهشتهائى برند كه از زير درختان آن جويهاى آب روان باشد خالد و جاويد باشند در آنجا بفرمان خداى خود
[ تَحِيَّتُهُمْ فِيها سَلامٌ ]
تحيّت ايشان يكديگر را سلام باشد كه بر يكديگر تحيّت كنند و تحيّت فريشتگان ايشان را سلام باشد همچنين تحيّت خداى ايشان را سلام باشد آنگه حقّ تعالى ايمان و كفر را مثل زد به دو درخت ؛ گفت : اى محمّد نمىبينى و نمىدانى كه خداى تعالى چگونه مثل زد كلمهء پاكيزه را آنگاه گفت : اين چو درختيست پاكيزه .
مفسّران گفتند : كلمهء پاكيزه گفتار :
لا إِلهَ إِلَّا اللَّهُ *
؛ است ، بيانه :
إِلَيْهِ يَصْعَدُ الْكَلِمُ الطَّيِّبُ
؛
هامش
( 1 ) - بايد دانست كه در نسخ معتمده در غالب موارد اين كلمه را بباء موحّده ضبط كردهاند .
( 2 ) - در منتهى الارب گفته : « تشفيع شفاعت دادن كسى را و پذيرفتن شفاعت ؛ يقال شفّعته حين شفع ؛ اى قبلت شفاعته » .