خلاص نموديمى ، چون ما را براى خود راه خلاص نيست براى شما چگونه كنيم ؟ !
[ سَواءٌ عَلَيْنا ]
يكسان است بر ما و بنزديك ما اگر جزع كنيم و اگر شكيبائى نمائيم ما را هيچ گريزى « 1 » نيست مقاتل سليمان گفت : اين سخن آنگه گويند كه در دوزخ با يكديگر قرار دهند كه بيائيد تا جزع كنيم پانصد سال جزع كنند ؛ هيچ سود ندارد ، گويند : بيائيد تا صبر كنيم پانصد سال ديگر صبر كنند ؛ هيچ سود ندارد ، در اين حال گويند : سواء علينا أ جزعنا أم صبرنا ما لنا من محيص
[ وَ قالَ الشَّيْطانُ ]
و گويد « 2 » شيطان چون كار گذارده شود و ميان مردمان حكم كرده آيد و اهل بهشت را ببهشت برند و أهل دوزخ را بدوزخ : مقاتل گفت : در اين حال « 3 » منبرى بنهند از آتش دوزخ ابليس بر آن منبر شود و كافران و أهل دوزخ در زير منبر او بنشينند و زبان ملامت در وى دراز كنند او گويد كه : خداى شما را وعده داد وعدهء و نويد حقّ و راست ، و من شما را وعده دادم و آن وعده را خلاف كردم و مرا در آن وقت بر شما دستى و حجّتى نبود و قوّتى بيش از آنكه شما را دعوت كردم اجابت كرديد
[ فَلا تَلُومُونِي وَ لُومُوا أَنْفُسَكُمْ ]
اكنون مرا ملامت مكنيد خود را ملامت كنيد .
اين آيت دليل ظاهر است بر فساد مذهب مجبّره كه اگر خداى تعالى كفر و معاصى در ايشان آفريده بودى ابليس نگفتى ايشان را كه : خود را ملامت كنيد ؛ گفتى :
خداى را ملامت كنيد كه مرا و شما را گناهى نيست .
[ ما أَنَا بِمُصْرِخِكُمْ ]
من بفرياد شما نرسم و شما نيز بفرياد من نتوانيد رسيد چه هر يك از ما بجرم خويش گرفتاريم من بدعوت و شما باجابت
[ إِنِّي كَفَرْتُ ]
من امروز كافرم بدانچه شما بانباز گرفتيد با خداى تعالى پيش از اين يعنى در دنيا
[ إِنَّ الظَّالِمِينَ ]
بدرستى كه ظالمان را عذابى دردناك است .
هامش
( 1 ) - در بعضى نسخ : « گزيرى » ؛ و ابو الفتوح ( ره ) گفته : « محيص و مهربى نيست » .
( 2 ) - ابو الفتوح ( ره ) گفته : «[ وَ قالَ الشَّيْطانُ ]لفظ ماضى است و مراد مستقبل يعنى سيقول الشيطان » .
( 3 ) - اشاره به اين گفتار ابو الفتوح ( ره ) است : « مقاتل گفت : اين سخن در دوزخ گويد چون اهل دوزخ در دوزخ گرفتار شوند » .