خواند گفتهاند كه : مراد شدايد و بلاياست
[ وَ ما هُوَ بِمَيِّتٍ ]
و او مرده نباشد يعنى بنميرد تا باز رهد « 1 » اگر مراد مرگ حقيقى باشد معنى آن بود كه هرگاه كه بميرد خدايش زنده گرداند چنان كه گفت : كلّما نضجت جلودهم بدّلناهم جلودا غيرها ؛
[ وَ مِنْ وَرائِهِ ]
و در پيش وى عذابى درشت باشد .
[ سوره إبراهيم ( 14 ) : آيات 18 تا 20 ]
مَثَلُ الَّذِينَ كَفَرُوا بِرَبِّهِمْ أَعْمالُهُمْ كَرَمادٍ اشْتَدَّتْ بِهِ الرِّيحُ فِي يَوْمٍ عاصِفٍ لا يَقْدِرُونَ مِمَّا كَسَبُوا عَلى شَيْءٍ ذلِكَ هُوَ الضَّلالُ الْبَعِيدُ ( 18 ) أَ لَمْ تَرَ أَنَّ اللَّهَ خَلَقَ السَّماواتِ وَ الْأَرْضَ بِالْحَقِّ إِنْ يَشَأْ يُذْهِبْكُمْ وَ يَأْتِ بِخَلْقٍ جَدِيدٍ ( 19 ) وَ ما ذلِكَ عَلَى اللَّهِ بِعَزِيزٍ ( 20 )
مثل آنها كه كافر شدند اعمال و كردارهاى ايشان « 2 » چون خاكستريست كه سخت شود بوى جستن باد در روزى كه در وى بادى سخت جهد نتوانند و قادر نباشند از آنچه كسب كرده باشند بر هيچ چيز ، ظاهر آيت صورت احباط دارد أمّا چون تأمّل كنى دليل است بر بطلان احباط و آنكه هر جا در قرآن احباط است مراد نفى وقوع و قبول است از اصل و بن براى آنكه باتّفاق أعمال كافران را هيچ وقوعى نباشد تا چيزى بايد كه آن را احباط كند « 3 » با اين همه حق تعالى آن را بر توسّع تشبيه كرد بر مادى حاصل كه باد آن را متفرّق كند به ظاهر حصول أعمال نه بوقوع حكم و استحقاق ثواب
هامش
( 1 ) - ابو الفتوح ( ره ) گفته : «[ وَ ما هُوَ بِمَيِّتٍ ]و با اين همه مرده نباشد و بنميرد تا باز رهد و جمع كردن ميان اين و آن اعنى نفى و اثبات از دو وجه بود : يكى ازين وجه كه گفتيم كه مراد بموت نه مرگ است بل مراد اهوال و شدايد اوست آن را مرگ خواند بر توسّع تا مناقضه نباشد بنفى و اثبات و امّا اگر موت را بر حقيقت حمل كنند خداى تعالى او را زنده كند هر گه كه بميرد چنان كه گفت : كلّما نضجت جلودهم بدّلناهم جلودا غيرها » .
( 2 ) - ابو الفتوح ( ره ) گفته : « و در رفع[ أَعْمالُهُمْ ]دو قول گفتند يكى آنكه بدل[ مَثَلُ ]است بدل اشتمال و التقدير : مثل أعمال الذين كفروا ؛ و از بدل اشتمال حقّ بدل اين باشد كه آن را اصل كنند و مقصود ؛ چنان كه : سلب زيد ثوبه ؛ اى سلب ثوب زيد ، و جاءنى القوم أشرافهم ؛ اى جاءنى أشراف القوم ، و قوله : يسألونك عن الشهر الحرام قتال فيه ؛ أى عن قتال الشهر الحرام ، و مبرّد گفت : [ أعمالهم ] مرفوع است بابتداء و [ كرماد ] خبر اوست » .
( 3 ) - در تفسير ابو الفتوح ( ره ) : « تا چيزى ماند كه آن را احباط كنند » .