تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير گازر ( جلاء الأذهان وجلاء الأحزان ) ( فارسى ) — صفحة 104

مساهمون:

ص١٠٤
كردند و استنصار و برايشان دعا كردند « 1 »
[ وَ خابَ ]
و خائب و نوميد گشت هر جبّارى معاند حقّ كه با حق بستهيد « 2 » و از حقّ برگرديد و از گفتن « لا إله إلّا اللّه » ننگ داشت
[ مِنْ وَرائِهِ ]
در پيش او دوزخ است و هم در پس او ، « 3 » بر راه ايشان است و ايشان را گذر برآنجاست زجّاج گفت : [ وراء ] آن باشد كه از تو متوارى شود و پوشيده گردد
[ وَ يُسْقى ]
و آب دهند او را از آبى كه آن همه زرداب باشد از خون و ريم كه از زير دوزخيان برود و از فرج زناكنندگان بدر آيد ،
[ يَتَجَرَّعُهُ وَ لا يَكادُ يُسِيغُهُ ]
« 4 » آن را فرو ميبرد و نزديك نباشد كه به حلق او فرو رود . ابو امامه روايت كرد از رسول خداى كه : اين شربتى باشد كه چون بنزديك روى برند گوشت و پوست روى و سرش پخته شود ، و چون باز خورد أمعاش پاره پاره گردد و از زيرش بدر آيد چنان كه فرمود : و سقوا ماء حميما فقطّع أمعاءهم .
[ وَ يَأْتِيهِ الْمَوْتُ ]
و بوى آيد مرگ از هر جهتى و مكانى از هر عضوى و از بن هر موئى ، و اين را كه مرگ
هامش
( 1 ) - « برايشان دعا كردند » يعنى نفرين كردند مطابق تعبير عرب [ دعا عليه ] . ( 2 ) - در برهان قاطع گفته : « ستهد بكسر اوّل و ثانى و فتح ثالث و سكون دال ابجد يعنى ستيزه نمايد و آواز بلند سازد و غرّد و عربده كند » پس باء زايد است . ( 3 ) - ابو الفتوح ( ره ) گفته : « قوله :[ مِنْ وَرائِهِ جَهَنَّمُ ]لفظ [ وراء ] مستعمل است است هم در پيش و هم در پس و اينجا نيز محتمل است هر دو را ؛ و [ خلف ] لايقتر است يعنى دوزخ از پيش ايشان است و بر ره ايشان است و ايشان را گذر بر آنجاست و اين چنانست كه گويند : الموت وراءك ؛ مرگ در پيش تست و بر [ أمام ] تفسير دادند اين آيت را كه : و كان وراءهم ؛ اى أمامهم ، جز كه اين دو شاهد محتمل است هر دو را ( تا آنگه گفته ) و ابو عبيده گفت : هما من الاضداد ، و بعضى محقّقان بر وجهى تفسير دادند كه جامع بود هر دو را ؛ گفتند : [ وراء ] آن را گويند كه پس از مرد باشد بر وجهى كه لامحال به او رسد و ازو درگذرد و پيش او بشود چنان كه گويند : البرد وراءك ؛ سرما از پس تست سرما درآيد و بمرد رسد و پيش بشود زجّاج گفت : [ وراء ] آن باشد كه از تو متوارى و پوشيده باشد و از اضداد نيست قال الشاعر :حلفت و لم أترك لنفسك ريبة * و ليس وراء اللّه للمرء مذهباى بعد اللّه ، و اين را براى توسّع بر خلف حمل كنند » . ( 4 ) - ابو الفتوح ( ره ) گفته :[ وَ لا يَكادُ يُسِيغُهُ ]و نزديك نباشد كه فرو نبرد آن را ؛ بعضى گفتند [ يكاد ] زيادت است ، و اين قول نيك نيست ، براى آنكه [ يكاد ] را فايدهء جليل هست و آن آنست كه نه گوارنده بود و نه نزديك آنكه بگوارد ، و مانند اين در قرآن و كلام عرب بسيار است قال اللّه تعالى : و لا يكاد يتبيّن أى لا يتأتّى منه البيان ، و قال : لم يكد يريها ؛ أى لم يرها و لم يقرب أن يريها » .
تفسير گازر ( جلاء الأذهان وجلاء الأحزان ) ( فارسى ) — صفحة 104 | مير جلال الدين حسينى ارموى (محدث) / أبو المحاسن الحسين بن الحسن الجرجاني / سيد جلال الدين حسينى ارموى (محدث)