تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير گازر ( جلاء الأذهان وجلاء الأحزان ) ( فارسى ) — صفحة 103

مساهمون:

ص١٠٣
توكّل كنند نه بر غير وى « 1 » و ما را نباشد كه بر وى توكّل نكنيم و وى ما را راه نموده است ، و هر آينه ما بر رنج و بلا صبر كنيم و بر آنچه شما ما را ميرنجانيد ، و بر خداى بايد كه مؤمنان توكّل كنند و كار خود با خداى گذارند در هر حال كه باشند .

[ سوره إبراهيم ( 14 ) : آيات 13 تا 17 ]

وَ قالَ الَّذِينَ كَفَرُوا لِرُسُلِهِمْ لَنُخْرِجَنَّكُمْ مِنْ أَرْضِنا أَوْ لَتَعُودُنَّ فِي مِلَّتِنا فَأَوْحى إِلَيْهِمْ رَبُّهُمْ لَنُهْلِكَنَّ الظَّالِمِينَ ( 13 ) وَ لَنُسْكِنَنَّكُمُ الْأَرْضَ مِنْ بَعْدِهِمْ ذلِكَ لِمَنْ خافَ مَقامِي وَ خافَ وَعِيدِ ( 14 ) وَ اسْتَفْتَحُوا وَ خابَ كُلُّ جَبَّارٍ عَنِيدٍ ( 15 ) مِنْ وَرائِهِ جَهَنَّمُ وَ يُسْقى مِنْ ماءٍ صَدِيدٍ ( 16 ) يَتَجَرَّعُهُ وَ لا يَكادُ يُسِيغُهُ وَ يَأْتِيهِ الْمَوْتُ مِنْ كُلِّ مَكانٍ وَ ما هُوَ بِمَيِّتٍ وَ مِنْ وَرائِهِ عَذابٌ غَلِيظٌ ( 17 ) آن كافران پيغمبران خود را گفتند كه : شما را از شهر خويش و زمين خويش بيرون كنيم مگر كه باز گرديد و در دين ما آئيد آنگه دست از شما باز داريم ، خداى تعالى در اين حال بر ايشان وحى فرستاد كه : شما هيچ اندوه مداريد و مترسيد كه ما اين ظالمان و كافران را هلاك كنيم و شما را در آن زمين ساكن گردانيم از پس ايشان ، و همچنين باشد هر كسى كه همسايهء خود را برنجاند خداى تعالى وى را آواره گرداند و سراى وى با وى گذارد چنان كه رسول خداى گفت : من آذى جاره ورّثه اللّه داره « 2 » ؛ اين آنكسى راست كه از مقام من بترسد يعنى از استادن او پيش من « 3 » روز قيامت براى حساب و از وعيد من بترسد .
[ وَ اسْتَفْتَحُوا ]
و فتح جستند و طلب نصرت كردند يعنى اين كافران چنان كه گفت : و كانوا من قبل يستفتحون على الّذين كفروا ؛ مجاهد گفت : پيغمبران بخداى استغاثه
هامش
( 1 ) - ابو الفتوح ( ره ) گفته : « مؤمنان بر خداى توكّل كنند و بر جز او توكّل نكنند براى اين معنى ذكر خداى بر توكّل تقديم كرد كقوله : ايّاك نعبد و ايّاك نستعين » . ( 2 ) - اين حديث در اين مورد از تفسير ابو الفتوح ( ره ) ذكر نشده است . ( 3 ) - ابو الفتوح ( ره ) گفته : «[ ذلِكَ لِمَنْ خافَ مَقامِي ]اين آنان راست كه از مقام من بترسند اى من مقامه بين يدىّ و مثله قوله : و أمّا من خاف مقام ربّه اى مقامه بين يدى ربّه ، و اضافه كرد مصدر را با مفعول و فاعل را اضمار كرد و مانند اين در كلام عرب و قرآن بسيار است منها قولهم : ندمت على ضربك اى على ضربى ايّاك و سررت برؤيتك اى برؤيتى ايّاك ، و قوله تعالى : لا يسأم الانسان من دعاء الخيراى من دعائه الخير و قوله تعالى : و تجعلون رزقكم اى رزقى ايّاكم ؛ تا آخر گفتار او » .