دعوت پيغمبران دست بر دهن ايشان مىنهادند تا ايشان را خاموش كنند . مجاهد گفت : مراد به [ يد ] نعمت است يعنى نعمت پيغمبران ردّ كردند بدهنهاى خود يعنى كفران نعمت كردند
[ وَ إِنَّا لَفِي شَكٍّ ]
و ما در شكّيم از آنچه شما ما را به آن دعوت ميكنيد شكّى كه موجب ريبت و تهمت است .
[ قالَتْ رُسُلُهُمْ أَ فِي اللَّهِ شَكٌّ فاطِرِ السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ يَدْعُوكُمْ لِيَغْفِرَ لَكُمْ مِنْ ذُنُوبِكُمْ وَ يُؤَخِّرَكُمْ إِلى أَجَلٍ مُسَمًّى قالُوا إِنْ أَنْتُمْ إِلَّا بَشَرٌ مِثْلُنا تُرِيدُونَ أَنْ تَصُدُّونا عَمَّا كانَ يَعْبُدُ آباؤُنا فَأْتُونا بِسُلْطانٍ مُبِينٍ ( 10 ) قالَتْ لَهُمْ رُسُلُهُمْ إِنْ نَحْنُ إِلَّا بَشَرٌ مِثْلُكُمْ وَ لكِنَّ اللَّهَ يَمُنُّ عَلى مَنْ يَشاءُ مِنْ عِبادِهِ وَ ما كانَ لَنا أَنْ نَأْتِيَكُمْ بِسُلْطانٍ إِلَّا بِإِذْنِ اللَّهِ وَ عَلَى اللَّهِ فَلْيَتَوَكَّلِ الْمُؤْمِنُونَ ( 11 ) وَ ما لَنا أَلَّا نَتَوَكَّلَ عَلَى اللَّهِ وَ قَدْ هَدانا سُبُلَنا وَ لَنَصْبِرَنَّ عَلى ما آذَيْتُمُونا وَ عَلَى اللَّهِ فَلْيَتَوَكَّلِ الْمُتَوَكِّلُونَ ( 12 )
پيغمبران جواب دادند و گفتند : هى در خدا شكّى هست خدائى كه آفرينندهء آسمان و زمين است اين براى آن گفتند كه ايشان مقرّ و معترف بودند كه آسمان و زمين خداى آفريده است نه بتان جماد اين خداى كه يقين است كه وى آفرينندهء آسمان و زمين است شما را دعوت مىكند تا بيامرزد گناهان شما و تأخير كند و باز پس دارد شما را تا بوقتى مسمّى و أجلى نامبرده كه آن روز وفات و مرگ ايشان است و تعجيل عذاب ايشان نكند ، ايشان پيغمبران را جواب دادند و گفتند : شما همچون ما آدميانيد ميخواهيد تا ما را از دين و طريقت پدران ما بگردانيد و از معبودانى كه ايشان مىپرستيدهاند ؛ بر اين دعوى كه ميكنيد حجّتى بياريد و برهانى بنمائيد ، رسولان جواب دادند و گفتند : همچنين است ما نيستيم مگر آدمى همچون شما و ليكن خداى منّت نهد بر آنكس كه خواهد از بندگان خود ، بر ما منّت نهاده است و نعمت كرده و ما را از شما بنعمت نبوّت و رسالت ممتاز گردانيده است ، و آنچه گفتيد كه : حجّت بياريد ، ما را نباشد كه از خويشتن حجّت آريم مگر بفرمان خداى ، چه آنچه شما اقتراح ميكنيد از معجزات جز مقدور خداى نيست .
[ وَ عَلَى اللَّهِ ]
و بر خداى بايد كه مؤمنان