تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير گازر ( جلاء الأذهان وجلاء الأحزان ) ( فارسى ) — صفحة 12

مساهمون:

ص١٢
كه مرا طعام خواهد بايست ، گفتند : ما را يوسف فرمود ، او را گفت : تو چه دانستى كه من درين شب طعام خواهم خواست ؟ - گفت : من دانستم كه امشب شب اوّل است از سالهاى قحط ؛ و از اسباب قحط يكى آن بود كه خداى تعالى شهوت طعام بيشتر آفريند ، من دانستم كه : ترا بر خلاف عادت در ميان شب طعام بايد ، بفرمودم تا بساختند ، ملك بتعجّب فروماند از علم او در هر كارى ، چون سال قحط درآمد بارانى نباريد و نباتى نرست مردم در آن سال هر چه ذخيره داشتند بخوردند و آنان كه نداشتند از يوسف ميخريدند و بزر و سيم ؛ سال اوّل بزر و سيم بفروخت بنرخى كه مقرّر بود ، و سال دويم بحلىّ و جواهر ، و سال سيم بچهارپاى از اسب و استر « 1 » و اشتر و گاو و گوسفند ، و سال چهارم ببنده و پرستار و مماليك ، و سال پنجم بضياع و عقار ، و سال ششم هيچ نداشتند فرزندان را بياوردند و بفروختند و طعام بستدند ، و سال هفتم خود را بيوسف فروختند و همهء مردان و زنان بندهء او شدند ، يوسف را ملكى حاصل شد كه كس را نبود و خزانهء بنهاد كه كس چنان نديده بود ، ملك را گفت : چگونه ديدى صنع خداى تعالى و نعمت وى ؟ - ملك گفت : راى ما تبع راى تو است . در خبرست كه يوسف عليه السلام در اين سالها از طعام سير نخورد تا گرسنگان را فراموش نكند « 2 » آنگه طبّاخان را فرمود تا در شبانروزى يك بار ملك را طعام دادندى از نماز پيشين تا نماز پيشين ديگر ، ملك گفت : من گرسنه مىباشم چرا بر عادت دوبار طعام نميفرمائى ؟ - گفت : تا تو نيز طعم گرسنگى بيابى ، و درويشان را فراموش نكنى ، گفت : نيكو راى ديدهء ، از آنگاه باز عادت شده است كه ملوك هر روز يك بار خوان نهند . و چون قحط عامّ شد در ديار و أقطار و نواحى زمين به زمين كنعان رسيد يعقوب و فرزندانش را قحطى و رنجى عظيم رسيد ، چون بشنيدند كه در همه ولايت هيچ جاى طعام
هامش
( 1 ) - كذا در نسخ معتمده و تفسير ابو الفتوح ليكن در بعضى نسخ : « بچهارپاى و اسب و اشتر » . ( 2 ) - اين چهار بيت را در اين باب نيكو سروده‌اند :يوسف صدّيق چون شد پادشاه ملك مصر * آنكه سير از خوان او بودى جهان گرسنهبر خزاين چون به حكم شاه شد فرمانروا * همنشين تشنه بودى همنشان گرسنهحكمت اين هر دو حالت چون بپرسيدند ازو * داد يك پاسخ كز و آسود جان گرسنهگفت : چون من خورده باشم سير باشم خفته خوش * كى خبر دارم ز حال ميهمان گرسنه