تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير گازر ( جلاء الأذهان وجلاء الأحزان ) ( فارسى ) — صفحة 15

مساهمون:

ص١٥
بياوريد تا من شما را نيكو دارم و كيل طعام تمام بدهم ، نمىبينيد كه من كيل تمام مىدهم و من بهترين فرود آرندگان و مهمان دارندگانم پس اگر او را نياريد شما را بنزديك من كيل نيست و طعام دادن ، پس بنزديك من ميائيد و گرد من مگرديد .

[ سوره يوسف ( 12 ) : آيات 61 تا 64 ]

قالُوا سَنُراوِدُ عَنْهُ أَباهُ وَ إِنَّا لَفاعِلُونَ ( 61 ) وَ قالَ لِفِتْيانِهِ اجْعَلُوا بِضاعَتَهُمْ فِي رِحالِهِمْ لَعَلَّهُمْ يَعْرِفُونَها إِذَا انْقَلَبُوا إِلى أَهْلِهِمْ لَعَلَّهُمْ يَرْجِعُونَ ( 62 ) فَلَمَّا رَجَعُوا إِلى أَبِيهِمْ قالُوا يا أَبانا مُنِعَ مِنَّا الْكَيْلُ فَأَرْسِلْ مَعَنا أَخانا نَكْتَلْ وَ إِنَّا لَهُ لَحافِظُونَ ( 63 ) قالَ هَلْ آمَنُكُمْ عَلَيْهِ إِلاَّ كَما أَمِنْتُكُمْ عَلى أَخِيهِ مِنْ قَبْلُ فَاللَّهُ خَيْرٌ حافِظاً وَ هُوَ أَرْحَمُ الرَّاحِمِينَ ( 64 ) برادران يوسف جواب دادند و گفتند : ما بكوشيم و چارهء بسازيم تا وى را از پدر وى بخواهيم و آنچه توانيم درين معنى بجاى آريم و بكنيم يوسف غلامان خود را و عاملان خود را « 1 » گفت كه : آن چيزى كه ايشان آورده‌اند در ميان بار ايشان كنيد تا چون به خانه شوند متاع خود بشناسند و ايشان را بباز آمدن داعى قويتر باشد كه طعام رايگان داده‌اند ايشان را ، و نيز براى آنكه نبايد بعلّت آنكه چيزى ندارند باز نيايند و گفته‌اند : براى آنكه دانست كه يعقوب آن بضاعت را پس فرستد و ايشان را بايد آوردن « 2 »
[ لَعَلَّهُمْ يَعْرِفُونَها ]
گفت : بضاعت ايشان در ميان بار ايشان كنيد تا باشد كه ايشان بشناسند آن را چون باز گردند و با خانهء خود روند ؛ باشد كه بسبب آن باز آيند ، چون بازگشتند و بنزديك پدر خود رفتند پدر ايشان را بپرسيد و گفت : چون بوديد و احوال شما چگونه بود ؟ - گفتند : اى پدر ما از نزديك مردى مىآئيم كه فضل و كرم او را وصف نتوان كرد و با ما آن انعام كرد كه اگر يكى از فرزندان
هامش
( 1 ) - ترجمهء « لفتيانه » است كه ابو الفتوح ( ره ) نسبت به آن گفته : « اهل كوفه [ لفتيانه ] خواندند و باقى قرّاء [ لفتيته ] و هما جمعان كالاخوة و الاخوان » . ( 2 ) - در تفسير ابو الفتوح ( ره ) باضافهء « بعضى دگر گفتند : براى آن بضاعت ايشان ردّ كرد كه تا بدانند كه استدعاى برادر نه براى طمع است در مال ايشان ، بعضى دگر گفتند : براى آن كرد كه روا نداشت كه پدر و برادران را طعام ببها دهد و خزاين زمين در دست او » .