تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير گازر ( جلاء الأذهان وجلاء الأحزان ) ( فارسى ) — صفحة 87

مساهمون:

ص٨٧
ايمان آرند عبد اللّه عباس گفت : قومى بودند قريب العهد باسلام بنزديك رسول صلّى اللّه عليه و آله آمدندى و از وى چيزى خواستندى اگر بدادى گفتندى : مردى نيك است بر دين مقام كردندى و اگر ندادى برگشتندى . راوى خبر گويد كه : صفوان اميه گفت كه : رسول صلّى اللّه عليه و آله مرا عطا مىداد در همهء جهان ازو دشمن‌تر نبود بر دل من تا چندانى به من داد كه ازو دوست‌تر در جهان كسى نداشتم فهذا قوله تعالى : و المؤلّفة قلوبهم . شعبى و حسن بصرى گفتند كه : مؤلّفة القلوب در عهد رسول صلّى اللّه عليه و آله بودند و اين معنى در عهد ابو بكر منقطع گشت و بيشتر اهل علم گفتند كه : ايشان در همه وقت باشند إلّا آن است كه موقوف باشند بر جهاد و وجود امام عادل و بنزديك اهل شيعه « 1 » و مذهب شافعى آن است كه ايشان بر دو قسم‌اند مسلمانانند و مشركان مشركان ساقط اند امّا مسلمانان سهم ايشان بر جاى است و سهمى ديگر از زكات در آزاد كردن بندگان صرف كنند و بيشترين فقها گفته‌اند كه : مكاتبان اند كه خويشتن را باز خريده باشند و از بهاى خود بعضى داده باشند يا نداده سهمى از زكات بديشان دهند تا گردن خويش را از بندگى آزاد كنند و اين مذهب شافعى است ، و مذهب اهل شيعه « 2 » آن است كه امام يا نايب امام يا آنكه صاحب مال باشد در وقتى كه امام متصرّف نباشد مخيّر است اگر خواهد « 3 » در وجه مكاتبان صرف كند « 4 » و اگر خواهد « 5 » بندگانى مسلمان و نماز كن كه در مشقّت و رنج باشند بازخرد « 6 » و آزاد كند « 7 » و سهمى ديگر در وجه وام‌داران دهد به شرط آنكه ايشان آن مال در معصيت صرف نكرده باشند و امام محمّد باقر عليه السّلام گفت كه : غارم « 8 » آن باشد كه وام ستده باشد و صرف كرده نه در معصيت امام از بيت المال وام او بگزارد ، و قسمى ديگر جهاد است كه آن را
[ فِي سَبِيلِ اللَّهِ ]
خوانده است چون اصحاب سلاح و غزاة و مرابطان اگر درويش باشند و اگر درويش نباشند و اين مذهب شافعى و اهل شيعه « 9 » است كه درويشى را اعتبار نيست درين صفت و مذهب ابو حنيفه آن است كه آنكس كه توانگر است بوى نتوان دادن و ديگر از مستحقّان زكات ابن السّبيل است يعنى مسافر و راهگذرى
هامش
( 1 ) كذا صريحا در نسخ و در سابق اشاره شد كه اين تعبير از خصائص صاحب اين تفسير است . ( 2 ) كذا صريحا در نسخ و در سابق اشاره شد كه اين تعبير از خصائص صاحب اين تفسير است . ( 3 ) در بعضى نسخ هر پنج فعل بصيغهء جمع به كار رفته است . ( 4 ) در بعضى نسخ هر پنج فعل بصيغهء جمع به كار رفته است . ( 5 ) در بعضى نسخ هر پنج فعل بصيغهء جمع به كار رفته است . ( 6 ) در بعضى نسخ هر پنج فعل بصيغهء جمع به كار رفته است . ( 7 ) در بعضى نسخ هر پنج فعل بصيغهء جمع به كار رفته است . ( 8 ) در تفسير ابو الفتوح گفته : « و غارم من باب تامر و لابن باشد أى ذو غرامة » . ( 9 ) كذا صريحا در نسخ و در سابق اشاره شد كه اين تعبير از خصائص صاحب اين تفسير است .
تفسير گازر ( جلاء الأذهان وجلاء الأحزان ) ( فارسى ) — صفحة 87 | مير جلال الدين حسينى ارموى (محدث) / أبو المحاسن الحسين بن الحسن الجرجاني / سيد جلال الدين حسينى ارموى (محدث)