هفتصد درم باشد و بدان تصرّفى نتواند كردن زكات به دو شايد دادن آنگه گفت كه : اگر ايشان راضى بودندى و خرسند شدندى بدانچه خداى و رسول خداى بديشان دادند و گفتندى كه : ما را خداى و رسول خداى بس است و از سر حسن اعتقاد و وثاقت بر خداى گفتندى كه : خداى تعالى زود بود كه ما را از فضل و نعمت خويش نصيبى دهد و رسول او همچنين كند و ما رغبت در فضل خداى تعالى كردهايم و اميد به دو پيوسته اگر ايشان اين سخن گفتندى ايشان را بهتر و نيكوتر بودى .
[ سوره التوبة ( 9 ) : آيه 60 ]
إِنَّمَا الصَّدَقاتُ لِلْفُقَراءِ وَ الْمَساكِينِ وَ الْعامِلِينَ عَلَيْها وَ الْمُؤَلَّفَةِ قُلُوبُهُمْ وَ فِي الرِّقابِ وَ الْغارِمِينَ وَ فِي سَبِيلِ اللَّهِ وَ ابْنِ السَّبِيلِ فَرِيضَةً مِنَ اللَّهِ وَ اللَّهُ عَلِيمٌ حَكِيمٌ ( 60 )
. حق تعالى بيان مستحقّان زكات مىكند مىگويد كه : زكات نتوان داد إلّا بدرويشان و مسكينان عبد اللّه عباس و جابر بن يزيد و زهرى و مجاهد گفتند كه :
« فقير » آن باشد كه سؤال نكند و « مسكين » آن باشد كه سؤال كند ابو هريره از رسول صلّى اللّه عليه و آله روايت كرد كه مسكين آن باشد كه او را غنائى و كفافى نباشد كه بدان مستغنى بود از مردمان و از مردمان سؤال نتواند كردن و نداند و گفتهاند كه : فقير آن است كه او را هيچ چيز نباشد و مسكين آن بود كه او را چيزى بود دون كفاف او ؛ و دليل برين قول خداى است
[ أَمَّا السَّفِينَةُ فَكانَتْ لِمَساكِينَ يَعْمَلُونَ فِي الْبَحْرِ ]
خداى تعالى صاحب سفينه را مسكين خوانده است و كشتى در دريا مبلغى ارزد فرا گفت : فقرا اهل صفّه بودند كه ايشان را مسكنى و مأوائى نبود و مساكين آنان بودند كه ايشان را جائى و منزلى بود و ديگر از مستحقّان زكات آنانند كه بر آن عمل مىكنند و آن را مىستانند و جمع مىكنند ايشان را نصيبى باشد و در مقدار سهم او خلاف كردهاند مجاهد و ضحاك گفتند : ثمن آنچه حاضر باشد او را دهند و بنزديك شافعى آن است كه آنچه بوى دهند بايد كه به قدر عمل او دهند و روايت عبد اللّه عباس و حذيفة اليمان و سعيد و قول امام محمّد باقر و امام جعفر صادق عليهما السلام آن است كه : مفوّض باشد به امام تا آنچه صلاح داند بدهد و ديگر از مستحقّان زكات مؤلّفة القلوباند قتاده گفت : ايشان جماعتى بودند از عرب كه رسول صلّى اللّه عليه و آله دل ايشان بر ايمان نرم كردى و استمالت دادى ايشان را تا باشد كه