تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير گازر ( جلاء الأذهان وجلاء الأحزان ) ( فارسى ) — صفحة 82

مساهمون:

ص٨٢
باشد « 1 » تا نيايم بروم ؟ - كه اگر بيايم در فتنهء زنان روم افتم ، دست از من بدار و مرا در فتنه مينداز و در بزه ميفكن آنگه گفت : بدان اى محمّد كه ايشان خود در فتنه افتاده‌اند و در كفر مانده‌اند ، او مىترسد كه در حرج نظر روميان افتد و او خود در درياى كفر غرقه شده است آن را فتنه مىداند و كفر را فتنه نميداند ، و دوزخ خود محيط است و گرد كافران درآمده است چون اين آيت آمد رسول صلّى اللّه عليه و آله بنى سلمه را گفت : من سيّدكم يا بنى سلمه ؟ - سيّد شما كيست ؟ - گفتند : جدّ بن قيس است الّا آن است كه او بخيل است و بد دل ، رسول صلّى اللّه عليه و آله گفت : و أىّ داء أدوء من البخل ؟ كدام درد است كه بىدرمان‌تر است از بخل ؟ بل سيّدكم الفتى الابيض الجعد بشر بن البراء بن معرور و حسان ثابت درين معنى گفته است :
و قال رسول اللّه و القول لاحق * به من قال منّا من تعدّون سيّدا
فقلنا له جدّ بن قيس على الّذى * نبخّله فينا و إن كان أنكذا
فقال فأىّ الدّاء أدوى من الّذى * رميتم بها جدّا و عالا بها يدا
و سوّد بشر بن البراء لجوده * و حقّ لبشر ذى النّدى أن يسوّدا
إذا ما أتاه الوفد أنقد ماله * و قال خذوه إنّه عائد غدا
آنگه حقّ تعالى وصف اعمال منافقان در حقّ مؤمنان باز گفت و گفت :
[ إِنْ تُصِبْكَ حَسَنَةٌ ]
اگر نعمتى و خيرى و نصرتى و غنيمتى به تو رسد غمگين و اندوهگين شوند و ايشان را اندوهگين گرداند و اگر مصيبتى و قتلى و هزيمتى به تو رسد ايشان گويند كه : ما نيكو كرديم و حزم و احتياط بجاى آورديم كه آنجا حاضر نيامديم و بخانهء خود بنشستيم و كار خود فرا گرفتيم آنچه ما را مىبايست كردن بكرديم از حزم و احتياط و از آن مقام كه اين گويند برگردند و شادمان و خرّم شوند بگوى اى محمّد اين جماعت را كه : بما نرسد الّا آنچه خداى تعالى ما را نوشته است و ما را به آن خاصّ كرده از نصرت و ظفر بر دشمنان يا شهادت و درجات جنان . حسن بصرى گفت كه : مراد آن است كه كارها مهمل نيست بلكه راجع است با مدبّرى حكيم كه كارها بتدبير و
هامش
( 1 ) در بعضى نسخ : « دستور باش » .