نداده باشند : ثوبان روايت كرد از رسول صلّى اللّه عليه و آله كه : چون اين آيت فرود آمد گفت :
تبّا للذّهب تبّا للفضّة ، اين لفظ سه بار تكرار كرد اصحاب رسول صلّى اللّه عليه و آله را سخت آمد گفتند :
يا رسول اللّه ما كدام مال گيريم سرمايه سازيم ؟ - گفت : لسانا ذاكرا و قلبا شاكرا و زوجة مؤمنة تعين أحدكم على دينه ، زبانى ذاكر و دلى شاكر و زنى مؤمنهء كه او را بر دين وى يارى دهد ابو ذر غفارى گويد : نزديك رسول صلّى اللّه عليه و آله شدم و او در سايهء كعبه نشسته بود چون بنزديك او رسيدم گفت : « هم الأخسرون اعمالا » ايشان به عمل زيان كارترند « 1 » من بترسيدم گفتم : مگر از من حادثهء در وجود آمده است ؟ ! گفتم : يا رسول اللّه ايشان كيستند ؟ - گفت : الأكثرون إلّا من قال بالمال هكذا و هكذا عن يمينه و شماله و خلفه « 2 » و قليل ما هم ، گفت : زيان كارترينان بيشترين مردماناند الّا آنكسانى كه مال خود را از جوانب خرج كنند در رضاى خداى تعالى از راست و چپ و پس « 3 » و ايشان اندكند و همچنين از ابو ذر غفارى روايت كردهاند كه : هر مال كه صاحبش بند بر آن نهد از زر و سيم آن گنج باشد و هر كه او بميرد و زر و سيم بسيار رها كند آن را داغ كنند براى او . و رسول صلّى اللّه عليه و آله « 4 » گفت : هر كه ده هزار درم رها كند آن را صفايح گردانند و او را به آن عذاب كنند تا خداى تعالى از حكومت خلقان پردازد « 5 » .
عمار ياسر گفت : قوم عيسى مائده خواستند چون بدادندشان كافر شدند به آن ، و قوم صالح ناقه خواستند چون بدادندشان كافر شدند به آن و شما را نهى كردند از آنكه زر و سيم گنج نهيد شما بازنمىايستيد و گنج مىنهيد ، مردى گفت كه : ما گنج مىنهيم ؟ ! گفت : بلى و براى آن يكديگر را ميكشيد . ابو امامه گفت : مردى از اصحاب صفّه فرمان يافت در جامهء او دينارى يافتند رسول صلّى اللّه عليه و آله گفت : كيّة ، اين داغى است مر او را ،
هامش
( 1 ) كذا صريحا در نسخ و در تفسير ابو الفتوح : « نابكارترند » .
( 2 ) در غالب نسخ اين تفسير كلمهء « قبله » نيز در اينجا هست و در ترجمه نيز . . . . .
معنى شده است ليكن در بعضى نسخ ديگر و در تفسير ابو الفتوح كما فى المتن .
( 3 ) در بعضى نسخ در اينجا كلمهء « پيش » نيز هست چنان كه گفتيم .
( 4 ) در تفسير ابو الفتوح بجاى « رسول اللّه صلى اللّه عليه و آله » اسم « ابو هريره » ذكر شده .
( 5 ) در غالب نسخ : « فارغ شود » .