تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير گازر ( جلاء الأذهان وجلاء الأحزان ) ( فارسى ) — صفحة 59

مساهمون:

ص٥٩
گرفت تا به اين آيت رسيد كه
[ اتَّخَذُوا أَحْبارَهُمْ وَ رُهْبانَهُمْ أَرْباباً مِنْ دُونِ اللَّهِ ]
من گفتم : ما ايشان را نپرستيم ، گفت : پرستيد ، آنگه گفت : نه بقول ايشان حلال به حرام ميداريد و حرام بحلال ؟ - گفتم : آرى ، گفت : نه شما ايشان را در آنچه ميفرمايند طاعت ميداريد ؟ - گفتم : آرى ، گفت : پس اين عبادت ايشان بود احبار و رهبانان را ، « 1 » و نيز مسيح مريم را بخدائى گرفته‌اند يعنى ترسايان در آنچه ميگويند : انّ اللّه ثالث ثلاثة ، و اين جهودان و ترسايان را نفرموده‌اند إلّا آنكه ايشان خداى را پرستند كه يكى است آن خدائى كه هيچ خداى ديگر نيست سزاى پرستش إلّا او ، و او پاك است و منزّه از آنچه با او انباز گيرند و شرك آورند ، آنگه گفت كه :
[ يُرِيدُونَ ]
ايشان به آنچه ميكنند ميخواهند كه نور خداى را بنشانند و راه حقّ را تاريك گردانند و دين خداى را باطل كنند بدهنهاى خود يعنى بگفتار - هاى باطل خود ابن عباس گفت : مراد جهودان و ترسايانند كه ميخواهند كه نام الاهيّت و سمت عبادت بر احبار و رهبان نهند و نور خداى كه توحيد اوست و اصل دين او ؛ بنشانند باقوال باطل خود كه بدهن ميگويند . ضحاك گفت : تمنّاى مرگ رسول ميكنند و هلاك دين او ، بعضى از اهل معانى گفته‌اند كه : اين بر طريق مثل است يعنى ايشان در تمنّاى محال كه كردند بگفتار بىحجّت كه دين خداى باطل كنند با كسى مانند كه خواهد كه نور آفتاب بباد دهن بنشاند چنان كه يكى از ما چراغ بباد دهن بنشاند يعنى مىپندارند كه : اين دينى است ضعيف كه بگفتار ايشان باطل خواهد شد چنان كه چراغى ضعيف بباد دهن كشته شود سدى گفت : نور خداى تعالى اسلام است حسن گفت : قرآنست ، بعضى ديگر گفته‌اند : حجّت و دليل و برهانست ، و وجه تشبيه آنست كه به اين جمله راه يابند چنان كه بروشنائى راه يابند ايشان ميخواهند كه نور خدا را بنشانند و خداى تعالى ابا و منع كرد الّا آن را كه نور خود تمام گرداند يعنى نميخواهد الّا تمامى نور خود را و اگرچه كافران كاره‌اند و نميخواهند كه دين خداى ظاهر باشد آنگه گفت :
هامش
( 1 ) در تفسير ابو الفتوح بعد ازين گفته ( ج 2 چاپ اول ص 580 ) : « و مانند اين روايت كردند از باقر و صادق عليهما السلام عطا گفت از ابو البخترى در اين آيت كه : ايشان عبادت نكردند احبار و رهبان را بمعنى روزه و نماز و ليكن قبول قول ايشان كردند در حلال و حرام بىحجتى » .
تفسير گازر ( جلاء الأذهان وجلاء الأحزان ) ( فارسى ) — صفحة 59 | مير جلال الدين حسينى ارموى (محدث) / أبو المحاسن الحسين بن الحسن الجرجاني / سيد جلال الدين حسينى ارموى (محدث)