از محبّت او بلا ديدم عمّهء من مرا دوست داشت و خواست تا مرا بر خود بازگيرد كمرى از ابراهيم بميراث يافته بود بر ميان من بست و من خفته و بى خبر از آن ؛ آنگه مرا تهمت دزدى نهاد تا يك سال مرا نزد خود بازگرفت و شرع ايشان چنان بودى كه چون كسى از كسى چيزى بدزديدى يك سال وى را خدمت مسروق منه بايستى كرد ، و پدر مرا دوست داشت در محنت برادران افتادم تا مرا بچاه انداختند و ببندگى بفروختند ، و زليخا مرا دوست داشت مرا بمحنت زندان افكند ، زنهار مرا دوست مداريد گفتند : ما ترا دوست داريم و با تو الفت گيريم « 1 » آنگه همه روز بيامدندى و حديث وى شنيدندى و بر وى آفرين ميكردندى تا شبى در خواب ديدند آنچه خداى تعالى حكايت كردار ايشان ؛ بر ديگر روز بيامدند و پيش او بنشستند و گفتند : ايّها العالم ما دوش هر يك خوابى ديدهايم ؛ ساقى گفت : من در خواب ديدم كه سه خوشه انگور از رز باز كردم و در كأس ملك افشردم تا بازخورد ، و خوانسالار گفت :
من در خواب ديدم كه سه سبد نان بر سر نهاده بودم و بر آنجا الوان طعامها بودى سباع الطّير و مرغان شكارى از سر من آن ميخوردند ؛ ما را بتأويل اين خواب خبر ده كه ما ترا از جملهء محسنان « 2 » مىبينيم و ميدانيم كه تأويل و تعبير خواب نيكو ميگوئى و با زندانيان نيكوئى ميكنى و يوسف عليه السّلام همه روز تعهّد زندانيان كردى و بيماران را معالجه كردى و جامهء ايشان را كه دريده بودى بدوختى و ايشانرا دلخوشى دادى .
در خبرست كه چون يوسف در زندان شد اهل زندان را دلتنگ يافت ايشان را گفت : خوشدل باشيد و صبر كنيد كه خداى تعالى شما را بر اين مزد دهد و فرج عاجل و ثواب آجل ؛ ايشان خوشدل و آسوده شدند و گفتند : خداى بر تو رحمت كناد چه
هامش
( 1 ) در بعضى نسخ و در تفسير ابو الفتوح ( ره ) : « و ما را با تو الفت مىباشد » .
( 2 ) ابو الفتوح ( ره ) نسبت بتفسير[ الْمُحْسِنِينَ ]چنين گفته ( ج 3 چاپ اول ؛ ص 132 ؛ س 32 ) :[ إِنَّا نَراكَ مِنَ الْمُحْسِنِينَ ]كه ما ترا از جملهء محسنان مىبينيم در اين چند قول گفتند ؛ فرا گفت : من المحسنين بتأويل الرؤيا ، يعنى ما ترا مىبينيم كه تأويل خواب نكو ميدانى و عرب كسى را كه صنعتى داند و نيك داند گويند : فلان يحسن كذا ؛ فلان اين صنعت نكو ميداند ، و بعضى دگر گفتند : من المحسنين الينا و المنعمين علينا ان عبرت رؤيانا ؛ ما ترا از جملهء محسنان و منعمان دانيم اگر تأويل خواب ما بگوئى و اين قول محمد بن اسحاق است ، ضحاك گفت : مراد آن است كه ما ترا از جملهء نيكوكاران مىبينيم از زندانيان و او همه روزه تعهد ايشان كردى بيماران را معالجه كردى ( تا آخر ) » .