تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير گازر ( جلاء الأذهان وجلاء الأحزان ) ( فارسى ) — صفحة 310

مساهمون:

ص٣١٠
صارف باشد از فعل قبيح ؛ و روا بود كه « رؤيت » بمعنى علم بود
[ كَذلِكَ لِنَصْرِفَ ]
يعنى چنان كه اين لطف كرديم و برهان نموديم نيز الطاف كنيم و برهان نمائيم تا سوء و فحشاء را از وى دفع كنيم و بگردانيم يعنى قتل را كه بسبب ضرب و دفع حاصل شدى و تهمت وى بزنا چنان كه گفته شد و گفتند كه
[ السُّوءَ ]
گمان بد است و
[ الْفَحْشاءَ ]
زناست آنگه خداى تعالى به برائت ساحت وى گواهى داد و گفت كه : او از بندگان خالص كردهء ماست « 1 »
[ وَ اسْتَبَقَا الْبابَ ]
چون زليخا يوسف را در آنخانه كرد و در ببست و در وى مىآويخت و يوسف خود را از وى درميكشيد و امتناع ميكرد در گوشهء خانه بتى نهاده بود زليخا جامه بر روى آن بت افكند يوسف گفت : چرا چنان كردى ؟ - گفت : او معبود منست شرم دارم ازو كه بمشاهدهء او معصيت كنم ، يوسف گفت : عجب از تو از جمادى كه نشنود و نبيند شرم دارى و من از خدائى كه خالق و رازق منست شرم ندارم ؟ ! گفتند كه : [ برهان ] اين بود كه يوسف از دست او بجست تا از درى از درهاى خانه بيرون آيد و زليخا از پس وى مىشتافت چون بدر خانه رسيد زليخا بوى رسيد در پيراهن وى آويخت يوسف پيراهن از وى دركشيد پيراهن يوسف دريده شد يوسف از خانه بدرجست و زليخا بر عقب وى چون نگاه كردند عزيز را كه خواجهء يوسف بود بر در خانه يافتند زليخا پيشدستى كرد بر سخن براى آنكه متّهم بود از سبب آن حركات و گفت :
[ ما جَزاءُ ]
نيست جزا و مكافات آنكس كه باهل خانهء تو بدى خواهد يعنى زنا الّا آنكه او را بزندان بازدارند يا عذابى دردناك كنند او را . عبد اللّه عباس گفت : مراد وى ضرب تازيانه بود و اينكه زليخا كرد مثل آنست كه گفته‌اند : خذ اللّص من قبل أن يأخذك « 2 » .

[ سوره يوسف ( 12 ) : آيات 26 تا 28 ]

قالَ هِيَ راوَدَتْنِي عَنْ نَفْسِي وَ شَهِدَ شاهِدٌ مِنْ أَهْلِها إِنْ كانَ قَمِيصُهُ قُدَّ مِنْ قُبُلٍ فَصَدَقَتْ وَ هُوَ مِنَ الْكاذِبِينَ ( 26 ) وَ إِنْ كانَ قَمِيصُهُ قُدَّ مِنْ دُبُرٍ فَكَذَبَتْ وَ هُوَ مِنَ الصَّادِقِينَ ( 27 ) فَلَمَّا رَأى قَمِيصَهُ قُدَّ مِنْ دُبُرٍ قالَ إِنَّهُ مِنْ كَيْدِكُنَّ إِنَّ كَيْدَكُنَّ عَظِيمٌ ( 28 )
هامش
( 1 ) در تفسير ابو الفتوح ( ره ) گفته : « مكيان و بصريان ( مخلصين ) خواندند بكسر لام و باقى قراء بفتح لام ؛ و بكسر فاعل باشد و بفتح مفعول » . ( 2 ) نص عبارت ابو الفتوح ( ره ) اين است : « و اين آن مثل سائر است كه گفته‌اند : رمتنى بدائها و انسلت ، و دگر مثل كه گفته‌اند : خذ اللص من قبل أن يأخذك ؛ و ما گوئيم : دزد باش و مرد باش » .