تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير گازر ( جلاء الأذهان وجلاء الأحزان ) ( فارسى ) — صفحة 308

مساهمون:

ص٣٠٨
بيامد و يكدست بر پهلوى اين نهاد و يك دست بر پهلوى آن و ايشانرا جمع كرد در يك خانه و زليخا چندانى تضرّع و لابه كرد كه يوسف را نرم كرد تا عزم كرد بر معصيت و همّت هر دو را بر يك وجه تفسير كردند و گفتند كه : يوسف با زليخا بنشست چنان كه زانيان نشينند و كار با گشادن بند ايزار « 1 » پاى رسيده بود چون يوسف عزيمت درست كرد خداى تعالى برهانى بوى نمود و گفتند : آن برهان آن بود كه جبرئيل بانگ بر وى زد و او را بترسانيد و قولى ديگر آنست كه : فرشتهء بانگ بر وى زد و گفت : نام تو در آسمان از جملهء صدّيقان و پيغمبرانست و جاى تو در زمين اين ؟ ! و قولى ديگر آنست كه فرشتهء را ديد بر صورت يعقوب كه انگشت بدندان ميگرفت و از پس پشت او درآمد و لگدى بر پشت او زد چنان كه آب پشت وى بر پيشانى وى آمد و از اين ترّهات و محالات روايت ميكنند و اين هيچ بنزديك اهل عدل روا نيست از آنجا كه پيغمبران مطهّران و معصومان اند و ادلّهء عقل دليل كرده است بر عصمت ايشان چه در عقل مقرّر است كه تجويز صغاير و كباير بر ايشان منفّر بود مكلّفان را از قبول قول ايشان و استماع وعظ ايشان ، و غرض قديم تعالى از بعثت ايشان قبول قول ايشان است پس آنچه قدح كند در آن واجب باشد كه حق تعالى ايشان را از آن معصوم و منزّه دارد و تفسير آيت بر وجهى كه مطابق ادلهء
هامش
معصومان و مطهرانند و صغيره و كبيره بر ايشان روا نيست از آنجا كه ادلهء عقل دليل كرده است بر عصمت ايشان ؛ چه در عقل مقرر است كه تجويز كباير و صغاير بر ايشان منفر بود مكلفان را از قبول قول ايشان و استماع وعظ ايشان ؛ و غرض قديم تعالى از بعثت ايشان قبول قول ايشان است . و امتثال امر و اجابت دعوت ايشان ، آنچه قدح كند در آن واجب بود كه خداى تعالى ايشان را از آن منزه و معصوم دارد ، و تجويز زنا كه اكبر الكباير است و اعظم الخطايا و امهات الذنوب ؛ واجب بود كه از آن منزه باشند كه حظ او در تنفير بغايت و نهايت است ، اما تفسير آيت بر وجهى كه مطابق ادلهء عقل بود و موافق مذهب حق آن است كه حق تعالى همت با هر يك ايشان اضافت كرد جز كه از قراين ادله خالى نكرد آن را عقلى و قرآنى اگرچه مورد هر دو يكى است كه از قرآن همت يوسف را حمل كنند على أحسن الوجه و همت او را على وجه غير حسن كما يليق بها و حكى اللّه عنهما ( تا آخر بيانات او كه طويل الذيل است هر كه طالب باشد به آن تفسير مراجعه كند تا آخر عبارت « و اللّه أعلم بمراده » كه در ص 125 است در سطر 23 ) » . ( 1 ) در نسخ معتمده « ايزار » كما فى المتن و در باقى نسخ « ازار » ؛ پس معلوم مىشود كه گاهى در فارسى يائى بعد از همزه بكلمهء « ازار » عربى ميافزوده‌اند .