تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير گازر ( جلاء الأذهان وجلاء الأحزان ) ( فارسى ) — صفحة 293

مساهمون:

ص٢٩٣
و اسحاق از مادرش ساره و خداى تعالى ساره را بر صورت حور العين آفريده بود و عبد اللّه مسعود روايت كرد كه رسول خداى گفت : كه جبرئيل آمد و مرا گفت : كه خداى تعالى ميگويد كه : من حسن يوسف را از نور كرسى دادم و حسن تو از نور عرش آفريدم .

[ سوره يوسف ( 12 ) : آيات 8 تا 10 ]

إِذْ قالُوا لَيُوسُفُ وَ أَخُوهُ أَحَبُّ إِلى أَبِينا مِنَّا وَ نَحْنُ عُصْبَةٌ إِنَّ أَبانا لَفِي ضَلالٍ مُبِينٍ ( 8 ) اقْتُلُوا يُوسُفَ أَوِ اطْرَحُوهُ أَرْضاً يَخْلُ لَكُمْ وَجْهُ أَبِيكُمْ وَ تَكُونُوا مِنْ بَعْدِهِ قَوْماً صالِحِينَ ( 9 ) قالَ قائِلٌ مِنْهُمْ لا تَقْتُلُوا يُوسُفَ وَ أَلْقُوهُ فِي غَيابَتِ الْجُبِّ يَلْتَقِطْهُ بَعْضُ السَّيَّارَةِ إِنْ كُنْتُمْ فاعِلِينَ ( 10 ) چون گفتند برادران يوسف با يكديگر كه : يوسف و برادرش بنيامين دوست داشته تراند با پدر ما از ما يعنى پدر ما دو برادر كهتر ما را از ما دوست‌تر ميدارد و ما جماعتىايم ده مرد كافى كه قيام توانيم كرد بمصالح وى و در ايشان كفايتى نيست
[ إِنَّ أَبانا لَفِي ضَلالٍ مُبِينٍ ]
بدرستى كه پدر ما در ضلال و ذهابى « 1 » است هويدا و گفتند : بضلال فرط محبّت خواستند آنگه گفتند كه : ما را چارهء بايد ساختن و حيلهء بايد كردن تا او را از پدر دور گردانيم يكى از ايشان گفت :
[ اقْتُلُوا يُوسُفَ ]
يوسف را بكشيد يا بزمينى دور اندازيد تا روى پدر شما خالى و صافى گردد شما را ؛ روى بشما آرد و شما را باشد ، و باشيد پس از كشتن وى قومى صالح يعنى پس از آنكه اين فعل كرده باشيد توبه كنيد و صلاحيت را كار بنديد و گفته‌اند كه : كار ميان شما و پدر شما صالح گردد وهب گفت : اين گوينده شمعون بود . كعب گفت كه : ذان بود گويندهء اين ، ديگرى گفت كه : گويندهء اين يهودا بود پسر خالهء يوسف و او برادر مهين بود « 2 » و ايشان همه در حكم وى بودند و هم او گفت : مكشيد يوسف را كه كشتن برادر كارى بزرگ و گناهى عظيم باشد
[ وَ أَلْقُوهُ فِي غَيابَتِ الْجُبِّ ]
هامش
( 1 ) مراد بلفظ « ذهاب » بيان معنى « ضلال » است و نص عبارت ابو الفتوح ( ره ) اين است « پدر ما در ضلالى است روشن و مراد به [ ضلال ] ذهاب است از راه صواب و رأى و تدبير و ضلال از دين نخواستند و گفتند : مراد ايشان بضلال فرط محبت يعقوب بود يوسف را ( تا آخر كلام او ) » . ( 2 ) كذا در نسخ معتمده و در نسخ ديگر : « مهتر » ليكن در تفسير ابو الفتوح ( ره ) : « و بيشتر مفسران برآنند كه روبيل بود گويندهء اين واو پسر خالهء يوسف بود و در حق يوسف نيكو رأى بود و برادر مهين بود و ايشان در حكم او بودند » .
تفسير گازر ( جلاء الأذهان وجلاء الأحزان ) ( فارسى ) — صفحة 293 | مير جلال الدين حسينى ارموى (محدث) / أبو المحاسن الحسين بن الحسن الجرجاني / سيد جلال الدين حسينى ارموى (محدث)