تو كيدى كنند و مكرى سازند و حيلتى ؛ چه ديو مردم را دشمنى است آشكارا ، گفتهاند كه :
يعقوب اين خواب با زن خود بگفت و ويرا وصيّت كرد كه با كس نگويد ، آن زن با پسران وى بگفت ايشانرا حسد زيادت شد و گفتند : اين غلام سر پادشاهى دارد گاهى خوابش چنان باشد كه در عصا ديد و گاهى چنين ، بهر حال ماه و آفتاب پدر و مادر باشند و يازده ستاره ما برادرانيم و بر سر « 3 » پدر ويرا دوستتر ميداشت گفتند : با وى كيدى بايد كرد چنان كه خداى تعالى حكايت كرد كه يعقوب گفت
[ فَيَكِيدُوا لَكَ كَيْداً ]
آنگه يعقوب بر سبيل مثل گفت
[ إِنَّ الشَّيْطانَ لِلْإِنْسانِ عَدُوٌّ مُبِينٌ ]
و در معنى اين دو وجه است يكى آنكه شيطان ايشان را اغرا كند بكيد با تو كه شيطان دشمنى هويداست آدمى را ، دويم آنكه مراد خود ايشانند و ايشانرا شيطان او خواند چون با او فعل شيطان كردند .
هامش
با تو كه شيطان دشمنى است آشكارا ؛ آدمى را ؛ و وجهى دگر آنكه مراد خود ايشانند ايشان را شيطان او خواند چون با او فعل شيطان كردند و از شياطين انس بودند كما قال شياطين الانس و الجن » .
و آنچه نسبت به[ يا أَبَتِ ]گفته اين است ( ص 108 ؛ س 24 ) : ياد كن چون گفت يوسف پدرش را يعقوب[ يا أَبَتِ ]اى پدر من ابن عامر و ابو جعفر خواندند اينجا و در همهء قرآن [ يا أبت ] بفتح تا و دگر قراء بكسر تا خواندند اينجا و در همهء قرآن ابن كثير بر هاء وقف كرد يا ابه أما تا بيشتر نحويان گفتند بدل است از ياء اضافت الى نفس المتكلم و بعضى گفتند : بمنزلت هاء طلحه و حمزه است ، و بعضى دگر گفتند : عوض است ازو او ساقط براى آنكه اصل « أب » « أبو » بوده است بدلالت قولك « ابوان » فى التثنية و لذلك لزمت الاسم حتى صارت كأنها من نفس الكلمة لانها عوض عن حرف اصلى أما آنان كه بكسر تا خواندند گفتند : تا دليل باشد بر آنكه بدل است از اضافت ، و بعضى دگر گفتند : چون مستعمل شده و بسيار شد استعمال صار كنفس الكلمة حذف منها بالاضافة و بقى الكسرة لتدل على حذف ياء الاضافة و آنان كه مفتوح خواندند گفتند : اصل كلمه « يا ابتا » بوده است چنان كه شاعر گفت شعر : « يا ابتا علك او عساكا » و اين الف بدل ياء اضافت است چون الف بيفكندند فتحهء تا را دليل حذف الف كردند » .
( 3 ) در تفسير ابو الفتوح ( ره ) : « بر سرى » ؛ در بهار عجم گفته : « بر سرو بر سرى بمعنى علاوه است و آن عبارت است از بار قليلى كه بر بار كثير بر سر گذارند و آن را سربارى نيز گويند » .