تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير گازر ( جلاء الأذهان وجلاء الأحزان ) ( فارسى ) — صفحة 291

مساهمون:

ص٢٩١

[ سوره يوسف ( 12 ) : آيات 6 تا 7 ]

وَ كَذلِكَ يَجْتَبِيكَ رَبُّكَ وَ يُعَلِّمُكَ مِنْ تَأْوِيلِ الْأَحادِيثِ وَ يُتِمُّ نِعْمَتَهُ عَلَيْكَ وَ عَلى آلِ يَعْقُوبَ كَما أَتَمَّها عَلى أَبَوَيْكَ مِنْ قَبْلُ إِبْراهِيمَ وَ إِسْحاقَ إِنَّ رَبَّكَ عَلِيمٌ حَكِيمٌ ( 6 ) لَقَدْ كانَ فِي يُوسُفَ وَ إِخْوَتِهِ آياتٌ لِلسَّائِلِينَ ( 7 ) اين هم حكايت است از يعقوب كه ميگويد در تعبير خواب يوسف كه همچنين خداى ترا برگزيند و ترا تأويل احاديث يعنى تعبير خواب درآموزد و گفتند كه : معانى كتب خداى تعالى و سنن انبيا و آنچه مشكل باشد بر مردمان . ابن زيد گفت : در عهد او تأويل و تعبير به ازو كس ندانست . زجاج گفت : مراد بتأويل آيات است در ادلّهء توحيد و غير آن از علوم دين
[ وَ يُتِمُّ نِعْمَتَهُ ]
و تمام گرداند نعمت خود را بر تو و بر آل يعقوب چنان كه تمام گردانيد بر پدران تو ابراهيم و اسحاق به آنكه برگزيد ايشان را و دو پيغمبر مرسل گردانيد و نعمت دنيا را بنعمت آخرت پيوسته گردانيد بدرستى كه خداى تو داناست ميداند كه كه را بربايد گزيد حكيم است در اتمام نعمت بر كسى كه استحقاق آن دارد ابن اسحاق گفت : خداى تعالى هر فضلى و حالى از احوال يوسف براى غرضى صحيح با رسول صلّى اللّه عليه و آله و سلّم حكايت كرد و غرض از اين فصل آن بود تا رسول صلّى اللّه عليه و آله متسلّى شود و خوشدل گردد از كيد و حسد قوم او بر او كه پيش ازين برادران يوسف بر يوسف حسد بردند و براى آن گويند كه « الحسد قديم »
[ لَقَدْ كانَ فِي يُوسُفَ ( وَ إِخْوَتِهِ ) آياتٌ
« 1 »
لِلسَّائِلِينَ ]
بدرستى كه بود و هست در قصّهء يوسف و برادرانش آياتى و دلالاتى بر نبوّت محمّد صلّى اللّه عليه و آله و سلّم كسانى را كه سؤال كنند از جهودان ؛ برادران يوسف يازده بودند روبيل و او برادر مهتر بود و شمعون و لاوى و يهودا و يالون و يسجر و مادر ايشان ليا بنت ليان بود و او دختر خالهء يعقوب بود و چهار
هامش
( 1 ) ابو الفتوح ( ره ) گفته : « و اهل مكه خواندند [ آية للسائلين ] بر واحد و باقى قراء بر جمع ، و براى آن گفت[ لِلسَّائِلِينَ ]كه جهودان رسول را پرسيدند از قصهء يوسف او ايشان را خبر داد همچنانكه در توراة بود ايشان عجب بماندند و گفتند يا محمّد ( ع ) اين از كجا دانستى ؟ - گفت از وحى خداى تعالى و بعضى دگر گفتند معنى آن است كه آيات للسائلين و لمن لم يسئل چنان كه شاعر گفت ( شعر ) : « فما ادرى أرشد طلابها » و انما المعنى ارشد طلابها ام غى ، و از آيات يوسف ( ع ) آن بود كه حق تعالى او را تخصيص كرد ببهرهء از حسن كه از اهل عصر خود مميز شد به آن ، و گفته‌اند : خداى تعالى حسن قسمت كرد ميان آدميان ؛ دو دانگ يوسف داد و ثلثى بهمهء جهان » .